بزرگ مردان گمنام شوشتر

گفتگو با حاج محمد جواد وطن خواه

23032014_001

حاج محمد علی (معروف به جواد) فرزند مشهدی عباس در سال 1307 در ” بُنه مکینه ” از توابع منطقه  ” دیمچه ” در خانواده ای کشاورز بدنیا آمد .

وی در سال 1332 به استخدام شرکت آبیاری شوشتر در آمد ،  زمانیکه این شرکت زیر نظر سازمان آب و برق خوزستان قرار گرفت ، آدرس شرکت در کوچه ی پشت سرای افضل (کوچه آبیاری) قرار داشت و حدود 10 نفر نیرو در این شرکت به استخدام در آمده بودند .

رئیس شرکت شخصی بنام ” انصاری ” بود که از تهران آمده بود ؛ و از دیگر کارکنان شرکت میتوان به مرحوم کاظم معینی و مرحوم رجب بختیاری ، عباس (معروف به عباس مار بتول ) ، جواد خادم ، آقای گچ کار ، محمد علی ( معروف به سیاه ) که وی بعنوان نگهبان پمپاژ و ترانس محله دلدُل بود ، نام  برد . ( با تشکر از آقای رجبعلی همت که در ذکر این اسامی کمک نمودند )

IMG_02

در ابتدا یک کارخانه برق 40 کیلو واتی با توربین آلمانی نزدیک سالن برق آبشارها قرار داشت ، سپس محل آن توسط شرکت خریداری گردید و کارخانه ای 500 کیلو واتی در فضایی بزرگتر که در محل سالن برق آبشارها واقع است تاسیس گردید .

همزمان با کارخانه برق نمکی ، کارخانه برق مستوفی نیز قرار داشت ، این کارخانه در جبهه شمالی پُل گرگر واقع بود ، سابقا آسیابی بوده مربوط به خانواده مرعشی (چاههای مرعشی) در حدود 70 پله پایین تر از سطح پل قرار داشت و توربین در پایین ترین قسمت قرار گرفته بود .

در سمت چپ مسیری که به سالن برق آبشارها ختم می شد ، اتاقی وجود دارد که سابقا تلمبه هایی 4 و 6 اینچی ، آب عمومی (غیر تصفیه شده ) را به شهر می رساند ، این آب وارد منبع بزرگی که در تپه بزرگ کنار سینمای فعلی (واقع در محل سابق بیمارستان سوانح) قرار داشت ، منتقل می شد و از آنجا به سایر نقاط شهر توسط لوله های آهنی که هنوز در کف برخی معابر به چشم می خورد وارد خانه ها می شد

در برخی کوچه ها والفهایی وجود داشت که بوسیله آن فشار آب را کنترل می کردند و تا اوایل جنگ نیز آخرین بقایای آنها نیز در برخی کوچه ها وجود داشت که حوض سیمانی کوچکی نیز جلوی آنها قرار داشت .

پایه های آهنی 6 متری شرکت نفتی ، اولین تیرهای برقی بودند که در شوشتر ، کار انتقال جریان برق را از کارخانه به شهر انجام می دادند ؛ 5 متر پایین آن از یک لوله 4 اینچی و یک متر بالای آن از یک لوله 3 اینچی تشکیل می شد ، و در قسمت صلیبی بالای آن نیز مقرها که سیم ها بر روی آنها قرار می گرفت نصب می شد .

در آن زمان انجام پروژه هایی چون انتقال آب و یا توزیع برق در شهری چون شوشتر بدلیل در دسترس نبودن مواد اولیه به سختی قابل اجرا بود و آهن ، ورق ، سیم ، پیچ و مهره و … تنها در میان وسایل شرکت نفت ایران و انگلیس پیدا می شد ؛ برق و آب از جمله ضروریات مورد نیاز مردم بود و به هر قیمتی که می شد می بایست این اتفاق صورت می گرفت .

“رستگاری” شخصی بود که سختی این کار را به جان می خرد ، وی از طریق واسطه ای در شرکت نفت ایران و انگلیس ، بصورت مخفیانه ای اقلام مورد نیاز را بدست همکاران خود می رساند و این اقلام بدین وسیله خریداری می شد ، حاج جواد می گوید : هنگامیکه مسئولین شرکت نفت از موضوع مطلع شده بودند در صدد تعقیب و پیگیری ماجرا بر می آیند ،  سیم هایی را که از شرکت نفت بواسطه رابط ها خریداری می شد ، در ” باغ چَرد حجی ” سمت چپ پل حج خدایی مخفی کرده بودند ،  روزی آقا جواد – مامور شرکت آب و برق –  سیم ها را  با سرعت  بر روی دوش خود جابجا کرده تا مامورین شرکت نفت امکان دسترسی به آنها را نداشته باشند ، البته در نهایت این مسئله بواسطه پا درمیانی مسئولین رده بالا حل و فصل می شود ؛ اما خاطره مردمی که با جسارت و تعصب برای پیشرفت این شهر دست به کارهای خطرناک و مهیجی می زدند ، امروزه تنها در لابلای سطرهای کتابها واین مقالات میتواند پیدا شود .

IMG_01a

مرحوم کاظم معینی در کنار حاج جواد وطن خواه در سالن برق آبشارها

حاج جواد مرد نیرومندی بود و با وجود پیری اش هنوز می توان توان بدنی وی را در جوانی اش تجسم نمود، تعریف می کند که :

در اوایل دهه 40 ، روزی که آب حیدرخانه قطع شده بود و مدتها در محله آب نبود ، دلیل آن هم بریده شدن شافت تلمبه آن در آبشارها بود ، این موتور بوسیله هندل کار می کرد و دستی بود ، 15 نفر به کمک طناب توانسته بودند این اینجن (موتور) را به پایین آبشارها هدایت کنند ، کسی قدرت چرخاندن هندل و روشن کردن موتور را غیر از آقا جواد نداشت و او با آن نیرو و قدرت بالایی که داشت توانست این کار را انجام دهد .

این مقاله حاصل گفتگویی صمیمانه با حاج جواد وطن خواه بود ، مردی مومن ، پاکدل ، خوش مشرب و سختکوشی که کمتر مانند ایشان سراغ داریم ، وی یادگاری است از نسلی که خالصانه برای شهرشان شوشتر زحمت های زیادی کشیده و این گفتگو تنها گوشه کوچکی بود از زحماتی که وی و همکارانش در این کهن دیار کشیده است ،

از خداوند برای ایشان آرزوی سلامتی و بقای عمر را آرزو داریم .

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

نویسنده: saied

کاردان هنرهای تجسمی و کارشناس باستان شناسی

2 دیدگاه برای “بزرگ مردان گمنام شوشتر”

  1. بإسلام أيشان از مردان مؤمن و با فرهنگ أين شهر مي باشند كه حكايات و خاطرات بسيار جالب و اموزنده از احوال و رويدادهاي گذشته شوشتر بياد دارند.خدا حفظشان كند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *