اسناد تجاری شوشتر

خانواده آقا
(قسمت اول)
حاج سلطانعلي صاحب تاجر شوشتري

وي از مشهورترين افراد خانواده آقا و ازتاجران سرشناس شوشتري بود كه در بمبئي سكونت داشت ؛ او فرزند محمد جعفر و نوه حاج محمد يا محمد علي مي باشد ، از تاريخ دقيق ولادت و فوت وي اطلاع دقيقي در دست نيست اما مي توان حدس زد كه در حوالي سال 1245 ه.ق در شوشتر بدنيا آمده باشد .از پدر بزرگش حاج محمد، در يك سند اجاره زمين در ماه رمضان1197 ه . ق  نام برده شده است ؛ در آن سند اشاره شده كه پدرش محمد جعفر به مدت 10 سال زميني كشاورزي را در روستاي اطراف شوشتر از شخصي به اجاره گرفته است .

 از ساير اسناد چنين بر مي آيد كه اجداد او تجارت محدودي با شهرهاي همجوار و گاه با ديگر استان ها داشتند و گاهي باغ يا زميني كشاورزي را براي چندين سال اجاره مي كرده و خود نيز داراي املاك و مستغلاتي بوده اند .

آقا محمد جعفر خلف صدق عاليمكان مرحمت و غفرانماب …..حاجي محمد …

اولين مدرك بدست آمده از سلطانعلي مربوط به ماه شوال سال 1279 ه.ق/ فروردین1242 ه.ش ، مي باشد كه توسط احمد علم براي آقا اسداله برادر آقا سلطانعلي نوشته شده است؛

نور چشم عزيز آقا سلطانعلي را در شهر رمضان روانه بصره نموده ام ….

آخرين آن نيز در 28 جمادي الثاني 1341/ 25 بهمن 1301 ، است كه از بمبئي براي خواجه محمد افضل تاجرشوشتري ارسال شده است ؛ متاسفانه تا امروز سندي از سرگذشت حاج سلطانعلي بعد از اين سال بدست نيامده است .

چگونگي راهيابي به بمبئي

از مضمون سند سال 1279ه.ق چنين برمي آيد كه بين شوشتر و بمبئي رفت و آمد هاي محدودي صورت مي گرفته و يك حلقه ارتباطي بين شوشتر ، محمره ، بصره و بمبئي توسط مجموعه اي از تجار در جريان بود كه علاوه بر خانواده آقا ، خانواده علم نيز كه عمو زاده هاي  آنها بودند ؛  بيشترين سهم را در اين تبادلات بر عهده داشته اند .

در همان سال سلطانعلي به تشويق حاجي احمد علم جهت انجام كارهاي تجاري به بصره مي رود ( خانواده علم گویا عمو زاده های وی بوده اند ،چرا که حاجی سلطانعلی و آقا اسداله را عمویی خطاب می کردند ) به روايت همين سند وي نزديك به يكسال و نيم به قصد كسب و كار راهي بلاد عجم شده بود ولي موفقيتي كسب نكرده بود ، اينكه مشخصا كجا ؟ و نزد چه كسي ، در سند مزبور ذكري نيامده است .

گويا بر اساس همين حلقه ارتباط تجاري بود كه در همان ايام سر از بمبئي در مي آورد ؛ قديمي ترين سند از حضور وي در بمبئي نامه ايست مربوط به سال 1282 ه.ق كه حضور دو برادر يعني آقا اسداله و آقا سلطانعلي را نشان مي دهد . در آن زمان طبق همين سند تاجراني چون : حاجي حسين علم و حاجي ابوالحسن صاحب ؟ در بمبئي حضور داشته اند ، اما ازحضور ثابت و يا موقت آنها مطمئن نيستيم ؛ همچنين در نامه اي از1283ه.ق سلطانحسين نامه اي از شوشتر خطاب به پدرش سلطانعلي و عمويش آقا اسدالله به محمره مي نويسد كه مي تواند نشان دهنده اين مطلب باشد كه طي اين سالها بين شوشتر ، محمره و بمبئي در رفت و آمد بوده اند .

در ميان اسناد بدست آمده بارنامه اي وجود دارد متعلق به 5 جمادي الاول 1285 كه نشان مي دهد توسط ميل كراچي¹ ، مقداري خورده قماش به بصره ارسال داشته است اين كشتي ها متعلق به كمپاني انگليسي – هندي بنام :

” british india steam nabigationcompany,s   ”                     بوده است .

تاسيس كمپاني جهازات خليج فارس

از اقدامات مهمي كه حاجي سلطانعلي شوشتري در حدود سالهاي 1331و1332ه.ق انجام داد تاسيس كمپاني حمل و نقل دريايي بنام ” كمپاني جهازات خليج فارس “ بود كه با همكاري تعدادي از تجار شوشتري ؟ به منظور حمل مال التجاره از بمبئي به محمره و بالعكس انجام  گرفت .

بر سر برگ نامه ها يي كه از سال 1333ه.ق  بجا مانده بعد از نام حاجي سلطانعلي كلمه

” و شركاء “ نيز قيد شده و اين تغيير اشاره به  تاسيس كمپاني مزبور دارد . نكته ديگر اينكه بعد از سال 1333ه.ق  امضاي حاج سلطانعلي ديگر مثل گذشته داراي قدرت و قوت قلم نيست ، و چنين به نظر مي رسد كه به دليل ضعف و پيري ، شخص ديگري از سوي او امضا مي نمود .

تا كنون سندي در مورد كم و كيف تاسيس كمپاني جهازات خليج فارس بدست نيامده ،اما در نامه اي محمد جعفر شوشتري فرزند آقا اسداله به برادرش آقا محمد حسن از بمبئي نوشته :  بدليل شروع كار كمپاني به شدت سرشان شلوغ است حتي فرصت انجام كارهاي شخصي خود را پيدا نمي كنند و به حاجيه بي بي مادرش نوشته :  در صورت يافتن فراغت  از امور كمپاني ، با جهاز(كشتي) خودمان به شوشترآمده در غير اين صورت شما را به بمبئي مي آورم .

نكته ديگر در اين سند پيشنهاد شراكت در كمپاني مزبور از سوي آقا محمد جعفر به شخصي بنام خدا كرم خان ؟ توصيه شده است و گفته شده كه عايدات كمپاني ميتواند سودي بيش از اجاره زمينهاي پر درد سر شوشتر براي ملاكين داشته باشد .

 در كتاب گنج شايگان  اثر محمد علي جمال زاده نيز اشاره اي به اين كمپاني شده و به برخي از دارايي هاي آن اشاره شده كه عينا نقل مي شود :

“كمپاني كشتيراني شوشتري ها كه در همين اواخر در زمان جنگ در بمبئي به دستياري حاجي سلطانعلي صاحب شوشتري و شركاي وي ايجاد گرديده است، كمپاني مذكور تا اوايل ربيع الثاني 1335 چهار كشتي به آب انداخته است كه از آن جمله است «سردار» و «شوشتر» و «پرسيا». قيمت «سردار» به تنهايي معادل است تقريبا با 300.000 تومان (7 لك روپيه) و محل اداره شركت به قيمت 85.000تومان (2 لك روپيه) خريداري شده است. “

اما در خلال جستجوها در ميان اسناد آقاي محمد علي شرف الدين به صورتحسابي از كمپاني مذبور برخورد نموديم كه مربوط به دسامبر 1918 مي باشد و در آن ميزان دارايي و بدهي كمپاني را به شكل دقيقي ذكر نموده است و نشان مي دهد اطلاعاتي كه جمالزاده در سطور فوق اشاره نموده با آنچه در اين صورتحساب نوشته شده كاملا مغايرت دارد ؛  بطور مثال در بيان قيمت كشتي هاي كمپاني نوشته ” سردار² ” به تنهايي 7 لك ³ قيمت دارد ، در صورتيكه در صورتحساب 1918 جمع سه كشتي كمپاني 39 لك در كمترين نرخ يعني تقريبا هر كشتي 13 لك ارزشگذاري شده و نيز ساختمان كمپاني كه جمالزاده 2 لك  آنرا ذكر كرده ، در سند مذكور 8 لك برآورد شده است.

با اين وجود آنچه قطعيت دارد سندي است كه نزد جناب آقاي شرف الدين نگهداري مي شود. در سند مزبور، بعد از كسر بدهي هاي كمپاني ، سرمايه آنرا به قرار ذيل برآورد مي كند :  91 لك و 11 هزار روپيه .

مي توان عدد بدست آمده را با قيمت روز 1 روپيه به پول امروز محاسبه نمود تا ميزان دارايي كمپاني مورد نظر دقيقتر بدست بيايد .

فعاليتهاي تجاري

اسناد نشان مي دهد كه بخشي از سرمايه ي در گردش حاج سلطانعلي كه با آن به تجارت مي پرداخت متعلق به افراد سرشناسي از بين اقوام ، دوستان و گاه سايرتجار بود كه آنان در سود حاصله سهيم بودند . بواسطه اعتباري كه حاج سلطانعلي و خانواده اش نزد مردم داشتند ، عده اي پول خود را جهت تجارت به وي مي سپردند ، از جمله سند ذيل كه از سال 1305 ه .ق بدست آمده به اين مسئله اشاره نموده است .

 

موازي چهار هزار و چهارصد روپيه سكه كمپاني…..در نزد حساب …حاجي سلطانعلي ولد …آقا محمد جعفر …تاجر شوشتري …

ويژگيهاي فردي

وي در كار تجارت فردي باهوش ، زيرك وعاقل بود كه مدام در نامه هايش نزديكان را به زيركي و تصميم گيري هاي به موقع راهنمايي مي نمود و به دليل همين ‍‍ذكاوت بود كه توانست در بين خانواده و نزديكان خود به سرعت راه ترقي را بپيمايد .

او از نظر مذهبي فردي ديندار و معتقد بود كه از لابلاي نوشته هايش اين مطلب به خوبي آشكار است ؛ مسائل شرعي خود را نزد ابوالقاسم نجفي كاشفي – كه در آن زمان در بمبئي ساكن و مورد رجوع ايرانيان آنجا بود – انجام مي داد .

همچنين فردي با سواد و آگاه به مسائل روز بود ، خطي بسيار زيبا داشت و اهل مطالعه بود. در يكي از نامه هايش به مطلبي – كه در هفته نامه اختر چاپ استامبول خوانده –  در مورد حفاري زمينهاي اطراف شوشتر و دزفول توسط اروپاييها به آقا اسداله نوشته :

ارزش جزء كوچكي از آثاري كه در آن زمينها بدست مي آيد خيلي بيشتر از مبلغي است كه آنها جهت حفاري به صاحبان زمين مي دهند .

سرانجام كار حاج سلطانعلي شوشتري

بيشترين مكاتبات حاجي سلطانعلي بعد از فوت برادرش حاجي اسداله با فرزند او آقا محمد حسن بود ، تا كنون هيچ سندي كه نشان دهد سر انجام كار حاج سلطانعلي چگونه شده ، بدست نيامده است .

 نوشته سعيد زاهدزاده –  بهار 1391

منابع :

1-   كتابخانه و مجموعه اسناد شخصي خاندان شرف الدين .

2-   مجموعه اسناد شخصي نگارنده .

3-   كتاب گنج شايگان نوشته : زنده ياد محمد علي جمال زاده .

زلزله در شوشتر

 

شب دوشنبه 11 شهر ربیع الاول 1347 مطابق 5 شهریور 1307 و مطابق 27 اوت 1928 ساعت 5 نیم از شب گذشته ، موقعیکه مردم شوشتر در پشت بامها بخواب راحت بوده اند و از زحمت روز آسایش حاصل نموده ، زمانه غدار و روزگار بدکار گویا اینقدر آسایش را نیز از برای این اشخاص محنت کش که چندین سال است از همه حیث در فشار و هر روز ببلایی گرفتارند نه پسندیده و میخواست این اندک آسایش را نیز برایشان حرام گرداند ، یکمرتبه زلزله عظیم اتفاق افتاد ….

*این متن جزو نوشته های مرحوم آیت آقا شیخ مهدی شرف الدین میباشد که بصورت مستند به شرح واقعه زلزله شوشتر پرداخته است ؛ این شخصیت دینی ؛ مذهبی و فرهنگی کمتر مورد توجه قرار گرفته که امید است بتوانیم از لابلای نوشته های ایشان به معرفی شخصیت این بزرگوار اشاره ای کرده باشیم ، این نوشته بخشی از سند مورد نظر میباشد *

…به فاصله 5 دقیقه ، باز زمین متزلزل این مرتبه سخت تر از مرتبه اول ، بنوعیکه هر کس دست عیال و اطفال خود را گرفته از پشت بامها بزیر آمده ، هنوز پایین نیامده بودند که مرتبه ثالث زمین لرزیدن آغازید این مرتبه بود که مردها و زنها و اطفال ترک خانهای خود گفته در دل شب داخل خرابها و مساجدیکه وسعت داشتند منزل نموده ولی از دهشت و وحشت فریاد صیحه و گریه و ناله از تمام اهالی زن و مرد و صغیر و کبیر بلند ، در آنشب بفاصله یک دقیقه و 5 دقیقه و ربع ساعت و نیم ساعت و یک ساعت الی صبح ، متجاوز از بیست مرتبه زمین متزلزل گاهی شدید و گاهی ضعیف …ساعت سه از روز دوشنبه بیک مرتبه زلزله عظیمی که زلزله روز قیامت را بیاد میداد واقع شد ، این مرتبه بود که تمام اهالی …روی به بیابانها نهادند …

خانها و عماراتیکه همه شب مانند اشخاص متهجد در قیام و قعود و رکوع و سجود بودند ، وقتیکه ملاحظه کردند که صاحبان ایشان روی بصحرا نهاده ، بالضروره ایشان نیز صاحبان خود را وداع گفته و از طرف یمین و یسار روانه عدم و ویرانی شدند …آنروز هم هوا و آفتاب در نهایت گرمی و حرارت ، چنانچه گاهیکه نسیمی می وزید صورتها را از شدت گرمی سیاه مینمود لکن نه تصور شود که زمین ترحم نموده و از حرکت خود باز ایستاد و ساکن شد بلکه بیشتر از پیشتر تزلزل خود را ادامه داد …

حالت این بدبختان چه نوع بود جمعی به نان خالی و جماعتی بگرسنگی …چند زن در میان صحرا وضع حمل نموده از شدت گرما بچه های ایشان تلف شدند … از روز دوشنبه الی صبح 5 شنبه مردم در بیابان بسر بردند از صبح 5 شنبه زمین اندکی سکونت اختیار نمود …چند نفر مجروح و مقتول شدند از روز پنجشنبه الی شنبه قدری مردم آسوده و در خانهای مخروبه سکنا گزیدند…گاهی برخی از مردم از حرکت زمین مطلع و بعضی مطلع نمیشدند ، شب شنبه 16 ربیع الاول ساعت 2 از شب باز فریاد مهیبی از زمین بلند و برقی جستن نمود زمین شروع بلرزیدن کرد …ده بیست مرتبه زمین متزلزل و مردم در بیابانها منزل نمودند اغلب ادارات دولتی نیز در بیابانها و در مکانهای وسیع چادر کشیدند اداره نظمیه از مقر خود به بازارتحویل داد چون نسبتا وسیعتر بود …از سایر جاها صبح شنبه متجاوز از 400 نفر از اهالی شوشتر از کسانیکه تمکن داشتند جلای وطن اختیار نمودند با عیال به ناصری و دزفول روانه شده و خانهای مخروبه را ترک گفته … کسانیکه هیچ از قوه اینها ساخته نمیشود در صحراها باقیمانده ، سرتیپ فرج اله حکومت خوزستان و مامور فوق العاده با اشاره اعلیحضرت پهلوی طرف غروب از ناصری بشوشتر آمد شب رئیس بلدیه را که یک نفر از اهالی شوشتر است طلبید کیفیت را از او استفسار میکند ، فقط جوابیکه میدهد میگوید این زلزله اهمیتی نداشته ( چون این شخص بغیر از کلمه اهمیت چیزی از عالم یاد نگرفته ) غافل ازاینکه مردم تمام بی خانمان و مبتلا در بیابان…

الحال که روز شنبه 23 شهر ربیع الاول {میباشد} هنوز زمین از تکان باز نایستاده ، شب و روز چندین بار زلزله میشود ؛ اهالی هنوز در صحرا {هستند } بعضی پناه بدرختها آورده و بعضی سیاه چادر از ده نشینان نواحی شوشتر گرفته …تا بگوش مصادر امور چگونه برسد و در قلب ایشان چه نوع موثر باشد .

بتاریخ یوم شنبه 23 شهر ربیع الاول 1347 با پریشانی و اختلال حال و حواس در عین شدت گرما تحریر شد .

سعید زاهدزاده

منبع : کتابخانه خاندان شرف الدین

بمبئی

برای آنکه بتوانیم تصویری روشن از ارتباط تاجران پارسی خصوصا تاجران شوشتری با سرزمین هند در دوران قاجار داشته باشیم ، نیازمند آشنایی با شرایط اجتماعی ، زمانی و مکانی دوره مورد نظر در مبداء و مقصد ( شوشتر و بمبئی ) می باشیم .
بمبئی عمده ترین مرکز اقتصادی ، تجاری و تولیدی هند است که پس از باز شدن کانال سوئز در 1286ه.ق/1869م پیشرفت اقتصادی این بندر شتاب یافت به طوری که فعالیتهای دریایی آن را به «دروازة هند» معروف ساخت .
صادرات این شهر سنگهای معدنی ، منگنز، نخ ، کتان ، پنبه ، روغن ، محصولات فلزی و زغال سنگ است همچنین بمبئی جزو مراکز عمدة چاپ و نشر کتاب و شرکتهای بازرگانی گوناگون نیز به شمار می آید. در سدة سیزدهم و نیمة اول سدة چهاردهم ، از مهمترین مراکز طبع و نشر کتابهای فارسی بود، و در آنجا بسیاری از صاحبان چاپخانه ها با ملیتها و گرایشهای مذهبی گوناگون به انتشار آثار فارسی در رشته های مختلف علمی و علوم دینی اشتغال داشتند.
تاریخچه
در 936 ه.ق/ 1530م پرتغالیها جزیرة بمبئی را به تصرف درآوردند. سالهای 941ـ1071ه.ق/ 1534ـ1661م دورة ورود اروپاییها و بویژه پرتغالیها به این منطقه و تجارتشان در آنجاست . در 1071ه.ق/ 1661م بمبئی به عنوان بخشی از جهیزیة همسر پرتغالی چارلز دوم ، پادشاه انگلستان ، به انگلیس واگذار شد و در 1079ه.ق/ 1668م چارلز مالکیت آنرا به شرکت هند شرقی منتقل کرد .
در این شهر شماری از ایرانیان مسلمان و زرتشتی زندگی می کنند.
جمعیت زرتشتیان بمبئی از هر شهر دیگری در دنیا بیشتر است ، آنان بیش از هر گروه دیگری در تکوین شهر به مثابة مرکز بازرگانی هند مؤثر بوده اند .
تاریخ گروههای مسلمان ایرانی در بمبئی ، بخشی از تاریخ عمومی مهاجرتها از ایران به ساحل غربی هند است . تجارت دریایی پررونق با هند امکانات جدیدی در اختیار بازرگانان و حادثه جویان ایرانی گذاشت که پس از فتح ایران به دست مسلمانان (31ه.ق/ 651ـ652م) توسعة بیشتری نیز یافت . تجارت دریایی در قرون دوم تا پنجم به اوج خود رسید و در همین دوره پناهندگان سیاسی گروه گروه به مسلمانان ساکن کنکن می پیوستند ، پس از اینکه بمبئی به شرکت هندشرقی انتقال یافت بندر بمبئی زیرنظر اربابان جدید، مرکز فعالیت جدی تجاری شد ؛ شرکت ، ضامن جان و مال بازرگانان و تولید کنندگان بود .
در اواخر قرن دوازدهم ه.ق/ هجدهم م ، بندر بمبئی بر تجارت دریایی در آن سواحل تسلط یافته بود و دیگر شهرهای بندری رو به زوال گذاشته بودند. در ضمن ، خرابی وضع اقتصادی ایران ، که علت اصلی آن لشکرکشیهای نادرشاه (1143ـ1160ه.ق/ 1730ـ 1747م ) بود، به مهاجرت بسیاری از ایرانیان به هند منجر شد.
ایرانیان تازه وارد، در بمبئی در امتداد باریکة سنگلاخی که به دُنگری معروف شد متمرکز شدند؛ اخلاف این دسته ، که به «مغولها» (مغُلها) معروف اند ، هنوز هم گروه شیعة اثناعشری مشخصی را در شهر تشکیل می دهند. پس از روی کار آمدن قاجاریان (1200ـ1342 ه.ق) اقتصاد ایران بتدریج رونق یافت . در اوایل قرن سیزدهم ه.ق/ نوزدهم م ،فروش اسبهای عربی و ایرانی ، بویژه به ارتش انگلیس در هند، مهاجران ایرانی بیشتری را به بمبئی جلب کرد.
سوداگران ایرانی از بمبئی منسوجات ، بویژه چلوار، چیت ، پارچه تهانه (که از جنس مخمل و قدک بود)، آبنوس ، ماهوت ، ظروف و چرم اروپایی به ایران می فرستادند و از ایران ابریشم خام ، خشکبار، گلاب ، و کالاهای تجمّلی مانند کتاب و شال ابریشمی وارد می کردند.
از جمله یادگارهایی که از تجارشوشتری باقی مانده موقوفاتی است که در منطقه‏ي امام باره بمبئي قرار دارد و شامل يک باب حسينيه ، 4 واحد تجاري و 14 واحد مسکوني ملحق به حسينيه می باشند ، کليه‏ي مستأجرين مغازه‏ها و واحدهاي مسکوني قديمي بوده و اجاره بسيار کمي پرداخت مي‏کنند ؛ ادامه دارد .

سعید زاهدزاده

ارجاعات : مقاله ایرانیان بمبئی نوشته پروانه محمدی

سلام دوستان

saeid 7

عصر حاضر با هیاهو و جنجال کاذب خود ، تاثیرات زیادی را بر فرهنگ و زندگی مردمان ما گذاشته است ، به گونه ای که امروزه شاهد از بین رفتن بسیاری از مواریث فرهنگی و آداب و سنن نیاکان خود هستیم ؛ در این وب سایت قصد داریم با ارائه مطالب متنوعی ازتاریخ ، فرهنگ و باستان شناسی این شهر کهن ، در ماندگاری پشتوانه های فرهنگی این سرزمین سهیم باشیم ؛ در این راه از کمکها و راهنمایی های سازنده شما استفاده خواهیم نمود .