اسناد تجاری شوشتر

سندی ازخرید غلام

خریداری غلام و کنیز و به خدمت گرفتن آنها در خانه های بزرگان و اشراف در ایران سابقه ای طولانی دارد ، این رسم تا دوره قاجار همچنان ادامه داشته است و در این خصوص نیز بسیار شنیده شده که در منازل  تجّار و خانه های بزرگان و اشراف شوشتر ، غلامان و کنیزانی از کشورهای مختلف به خدمت گرفته می شدند و در بسیاری از مواقع این افراد ازدواج می کرده و تشکیل زندگی می دادند .

 امروزه در شوشتر خانواده هایی وجود دارد که چنین سرنوشتی آنها را به این دیار پیوند داده است .

سند پیش رو ، بخشی از زندگی اجتماعی بزرگان و تجّار شوشتر را نشان می دهد که طبق اسناد مکتوب و شنیده ها برخلاف امروز تعامل بسیار نزدیکی با سایر قشرهای جامعه و مردمان عادی روزگار خود داشته اند ، آنها حیات و موجودیت خود را منوط به وجود چرخه اجتماعی موجود در زمان و مکان خود دانسته و در تمامی تعاملات اجتماعی حضور آنها را شاهد هستیم .

در این سند ،آقا محمد جعفر اول (آقا)  طی نامه ای به کوت شیخ که در سوی دیگر رودخانه ، مقابل مُحمّره (خرمشهر) قرار گرفته بود نامه ای به یکی از بستگان خود نوشته و درخواست خرید غلامی را از وی می کند .

img073

روي سند

{  هو }

برادر مهربان من

اولا جاي همه شما خالي و نمايان است بحدي

كه به تحرير و تقرير ممكن نيست و ثانيا هر گاه

جوياي احوال اينجانب بوده باشند مكروهي نيست

بسواي دوري شما اميد كه ديدار بخير و خوبي ديده

شود آمين يا رب العالمين بعدها { مکرر } اعلام بشما {بوده }

باشد در خصوص لوكه  looke   (نوعی پنبه با کیفیت  که در منطقه عقیلی هم کشت می شده )  البته اعلام نما درچه قيمت

مي باشد تا دانسته باشيم و البته در خصوص غلامي كه سفارش

بشما كرده ام البته غلام بسيار خوبي كه قابليت

 داشته باشد و خوش شكل بوده باشد كه بعضي كارها از او

بعمل آيد گرفته و همراه آورده كوتاهي

حاشيه : در اين خصوص نكرده باشيد چون لازم بود اعلام شد

حاضر الوقت حاج محمد رضا تركالكي { را } سلام رسانيد

پشت سند :

 يا خيرالحافظين به عاليشان خواجه علي سياه در كوت شيخ رسانيد

انشاء اله تعالي منظم است

نقش مُهر : جعفر والصادق

img074

این سند فاقد تاریخ کتابت می باشد ، اما با مطابقت با سایر اسناد می توان آنرا به حدود 1260 ه.ق مصادف با 1223 شمسی منتصب نمود .

اسناد بجا مانده از شوشتر سرگذشت بزرگان و تجّار ، علما و فقها ، سرگذشت ضعفا و بیچارگان ، دانشمندان و هنرمندان را برای ما بازگو می کند و هدف ما شناسایی تاریخ و سرگذشت این شهر از میان این اسناد می باشد که بتدریج برای تحقق آن در تلاش هستیم ، در انتظار همکاری شما دوستان صمیمی هستیم .

دلشاد باشید .

 

                                                                                                                          سعید زاهدزاده

 

 

اسناد تجاری شوشتر

خانواده آقا

(قسمت سوم)

محمّد جعفر مَلک التجّار

وی فرزند حاج آقا اسداله صاحب تاجر شوشتری می باشد که در حدود سال 1295 ه . ق مصادف با (1257 شمسی) در محله اشکفتی بالا ، نزدیک به محله عبداله بانو شوشتر دیده به جهان گشود .

از آنجا که خانواده های تجّار و متموّل ، بر خلاف امروزه ، علم و هنر را توام با راه و رسم اقتصاد و تجارت به فرزندان خود می آموختند ، از اینرو محمّد جعفر نیز از کودکی به کسب دانش و راه و رسم فعالیتهای اجتماعی و تجاری آشنا گردید به گونه ای که آثار نبوغ و توانایی وی در تجارت ، از درخواستهای مکررش به عمویش حاجی سلطانعلی که در بمبئی حضور داشت به وضوح آشکار است .

قدیمی ترین سندی که نام محمّد جعفر در آن به چشم می آید مربوط به ذی قعده 1302 می باشد با این مضمون : نور چشم محمّد جعفر را دیده بوسم .

در سندی بتاریخ 29 شعبان  1304 حاج سلطانعلی شوشتری  به برادرش آقا اسداله چنین می نویسد : …خط نور چشمی ، آقا محمّد جعفر را دیدم ماشاء الله خطش ترقی کرده ، خورسندم نمود ؛ انشاء الله سعی کرده بهتر و صاف تر بنویسد ، امساله اول موسم نوشته بود که { به بمبئی } می آیم ، هنوز زود است ، البته مشغول درس و مشق باشد قدری معقول تر شود ، بوقت خودش من او را می طلبم ، هر وقت نوشتم بیاید ؛ حالاها نیاید .

اینکه در چه سالی نزد عمویش به بمبئی رفته بر ما روشن نیست اما اولین سند از حضورش مربوط به ماه شوال 1317 می باشد که امضای وی را بعنوان شاهد عقد آقا محمد حسن فرزند حاج سلطانعلی شوشتری در پای یک عقد نامه می بینیم .

mohr

در سند شماره 2207 كتابخانه خاندان شرف الدين ، صفحه 5 و 6 نامه اي از محمّد جعفر ملك التجّار باقي مانده که به جهت آقا محمّد حسن (برادرش) نوشته است ؛ چون صفحه اول این نامه در دست نیست از تاریخ دقیق آن اطلاع نداریم اما با توجه به مضمون آن ممکن است به سالهای 1333-1331 مربوط باشد .

malekotojar

…و اگر گفته است كار نكند و هوا خوري نمايد ، مشغله ما شاءاله خيلي زياد است ؛ چند روز است مي خواهم حمام بروم فرصت نمي كنم ، از اين طرف هم مشغول كار اين كمپاني شده ايم كه بسيار كار خوبي است و كار خيري است باعث آسايش مردم است و مداخل براي همه هم دارد ؛ از آنطرف والده هم مي نويسد بيا شوشتر ، با اين حال چطور ممكن است ؟ شما اوشان را حالي بكنيد كه از بنده راضي باشد و مهلت بدهد كارها را انجام داده  و منظم بكنيم ، انشاء اله در جهاز خودمان مي آيم ، فعلا كارش اين باشد كه دعا براي ما بكند و بگذارد هواس ما جمع باشد چون خيلي ميل دارم كه هميشه از من راضي باشد ، اگر بخواهد عكس خود را در آورده برايش بفرستم ؛  انشاءاله جهازات كه راهي شدند يا خودم مي آيم يا والده را ميطلبم ، آسوده باشيد فعلا خيلي گرفتاري داريم كه شرحش غير ممكن است … .

بتاریخ 23 شهر ذی قعده 1323 از بمبئی به شوشتر به مادرش ” حج بی بی ” نوشته است که برادرش (محمّد حسن ) که به بمبئی آمده فعلا نمی تواند بواسطه زیادی مشغله به شوشتر باز گردد و …

malekotojar2

از بمبئی الی شوشتر خدمت عفت و عصمت مئاب حاجیه بی بی والده محترمه دامت عفتها

قربانت شوم  ، کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند      ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند  ، رقیمه مبارک در این هفته زیارت ، سر افراز شدم ؛ خداوند را شکر کردم  ، خداوند سایه مبارک شما را از سر ما کوتاه نکند ما که پدر نداریم دلخوشی ما بوجود مبارک است که الحمدولله مادر داریم ، آنهم مهربان مثل شما ، صد هزار شکر – از بابت آمدن اولاد مسلمان بشوشتر که چشم انتظار {هستید} او را بفرستم  چون یار و غمگساری ندارد دلتنگ است ، خیر؛ چنین نیست ماشاءاله خیلی بیعار است ، دماغش چاق ؛ حُسنی که دارد این است که نمی داند غم و غصه چیست ، خداوند حفظش کند مرد خوب و بخیلی است ، بهر حال آسوده باشید ، بد به او نمی گذرد در این عوالم ها که شما خیال می کنید نیست و آمدنش به شوشتر حالا زود است ،

در حاشیه : بعد از چند ماه دیگر او را می فرستم ، شما بکلی آسوده باشید که خیلی خوش به او می گذرد ولی همه اظهار محبت و التفات شما به اولاد مسلمان است ، گویا بنده را اولاد کافر میدانی ،  هیچوقت احوال از من نمی پرسی ، همه اش در فکر اولاد مسلمان هستید ، بهر حال شوخی می کنم کمال رضا مندی را از شما دارم .

بتاریخ 27 شوال 1333 با استفاده از نامه های سر برگ دار کمپانی ، نامه ای به شوشتر و آقا محمد حسن برادرش نوشته است ،  در این سند نشان می دهد که مادر و برادرش (محمّد علی)در قید حیات نیستند و سال قبل از آن یعنی 1332 ه. ق  این فقدان صورت گرفته است .

سندی از ” خانم ” ، دختر محمّد جعفر ملک التجّار ، از سال 1355 ه .ق در دست می باشد که بر سربرگ آن آرم محمّد جعفر ملک التجّار درج شده است ، این سند نشان می دهد “خانم ” با پسر عمه خود ازدواج کرده است ، و مبلغی پول از آقا جواد علم – از بستگان آنها – طلب دارند که در این سند نوشته شده که اگر پول ندارد از زمین ” باغ شاه ” یا ” چم ” در عوض پولها از وی بگیرید .

در جمادی الاول سال 1358 نیز سندی موجود می باشد مبنی بر شکایت ایشان از رئیس مالیه شوشتر به قنسولگری ایران در بمبئی که نوشته : رئیس مالیه شوشتر قصد تصرف زمین ملکی ” دهکی ” و ” بند میزان ” او را دارد و…و در سندی دیگر نیز شکایتی از طواحین (آسیابان) قلاچیتک (آبشارها) که در آنجا نیز املاکی داشته تنظیم نموده است .

در پایان دو سند مربوط به سال 1366 ه.ق ( 1326 شمسی) وجود دارد که نشان می دهد محمّد جعفر ملک التجّار شوشتری در ماه ذیقعده این سال در سن حدود 71 سالگی در شهر بمبئی ، دار فانی را وداع گفته است و توسط عمو زاده های ایشان (خانواده علم ) پیام تسلیتی برای آقا محمّد حسن (برادر مرحوم فقید ) ارسال شده است  ، جسد ملک التجّار را بطور حتم در قبرستان مسلمانان بمبئی دفن نموده اند .

از بازماندگانش پسری بر جای نمانده اما از دختری بنام ” خانم ” که با پسر عمه خود بنام ” علی اکبر شوشتری ” ازدواج کرده و دختری بنام ” عفت ” حاصل این ازدواج بوده است آگاهی داریم ؛ اینها تمام اطلاعاتی است که تا کنون از محمّد جعفر ملک التجّار و خانواده اش بدست ما رسیده است ، تا ببینیم در آینده چه اسناد و مدارکی بدست خواهد آمد .

تحقیق و پژوهش : سعید زاهدزاده

توضیحات :

آگاهی ما از این خانواده بیشتر مدیون نامه های حاج سلطانعلی می باشد که از بمبئی رسیده است و در کنار مسائل تجاری به مسائل مربوط به خانواده نیز پرداخته است .