یک هدیه

New Image

به خاطر طولانی شدن مطلب جدیدم و برای تشکر از اینکه در انتظار بودید ، یک عکس هوایی از شوشتر با کیفیت عالی رو براتون در یک فایل زیپ شده قرار دادم ، این عکس در دهه 30 شمسی برداشته شده و همونطور که توی عکس خواهید دید هنوز پل بتنی شوشتر ساخته نشده ، تهیه این عکسها کلی دردسر داره و در اختیار همه افراد قرار داده نمی شه ، امیدوارم خوشتون بیاد .

در انتظار مطالب بعدی ما باشید ؛ این عکس رو در اینجا می تونید دانلود کنید .

  سعید زاهدزاده – موفق باشید .

معرفی شخصیتها

nirumand

استاد محمد باقر نیرومند ، پیشکسوت فرهنگ شوشتر و خوزستان

وی فرزند آقا اسماعیل – از نوادگان خانواده بنی النجّار- در سال 1278 شمسی ، در شوشتر بدنیا آمد ، در مشخصات سجلّی وی تاریخ صدور شناسنامه اش 1308/6/5 قید شده است و گویا آغاز صدور سجلّ یا شناسنامه از آن تاریخ بوده است .

دوران کودکی و نوجوانی را با درس خواندن در مکتب خانه هایی که آن زمان در شوشتر دایر بود  و نیز نزد تعدادی از علما و فضلای وقت شوشتر از جمله : حاج شیخ محمد کاظم شریعت گذراند و در خوشنویسی شاگرد سید محمد باقر حکیم بود ؛ محمد باقر نیرومند که برخی مواقع در اسناد دولتی وی را شیخ نیز می نامیدند ، طبق اسناد موجود ، در اسفند ماه 1303 شمسی ، به استخدام اداره معارف و اوقاف شوشتر (اداره فرهنگ ) در آمد .

ایشان تا اواخر سال 1331 در شوشتر بودند و با تجربه ای که داشت در تمامی بخشهای اداری مشغول به فعالیت بود ، از آن تاریخ به بعد بخاطر خانواده و فرزندانش به اهواز نقل مکان کرده و در اداره کل آموزش و پرورش به کار خود ادامه دادند تا اینکه نهایتا در سال 1337 با 33 سال سابقه خدمت صادقانه از این اداره بازنشسته شدند .

Picture2

وی در زمینه خوشنویسی و عکاسی مهارت زیادی داشتند و علاوه بر آن مطالب زیادی راجع به تاریخ و فرهنگ شوشتر گرد آوری نمودند که از آن میان تا کنون چندین جلد کتاب از ایشان منتشر شده است از جمله : کتاب : نصاب شوشتر ، سروده ای به شعر در بیان لغات شوشتری و معنی فارسی آنها چاپ 1349 – کتاب : واژه نامه ای از گویش شوشتری ، چاپ 1355 – کتاب با ارزش یادی از شوشتر ، چاپ 1384 و چندین کتاب دیگر که وی کتابت آنها را بر عهده داشته است ، از جمله نسخه ای از قرآن کریم چاپ 1356 و کتابت ناتمامی از دیوان غزلیات حافظ ، همچنین به ترجمه چندین کتاب با اهمیت نیز اهتمام  داشته اند که در سالهای گذشته چاپ و منتشر شده اند .

محمد باقر نیرومند زحمات زیادی برای فرهنگ و معارف شوشتر کشیدند و از جمله نیروهای قدیمی معارف در سالهای اولیه تاسیس آن اداره بوده است ؛  در آینده نزدیک اسنادی از آقای نیرومند و سایر پیشکسوتان فرهنگ و معارف ( آموزش و پرورش ) شوشتر ارائه خواهد شد .

سعید زاهدزاده – شاد و سربلند باشید .

باستان شناسی شوشتر

IranCaves_1_1_1785_(www.IranCaves.com)

دوران پارینه سنگی

در دورانهای مختلف پیش از تاریخ و تاریخی ،آنچه را که امروزه مرزبندیهای جغرافیایی می خوانیم ،  با وضعیت کنونی کاملا متفاوت بوده است و در این بین نیز عده ای به غلط ، بدون توجه به نکته ذکر شده ، بسیاری از مکانها و محوطه های تاریخی را بر اساس تقسیم بندیهای جغرافیایی امروزی معرفی کرده و آنرا به فهرست پشتوانه های فرهنگی شهر و دیار خود منتسب می نمایند ، بگونه ای که پای این مسئله علاوه بر میراث فرهنگی ، به میراث معنوی نیز کشیده شده است .

از جمله مکانهایی که امروزه در مرزبندی جغرافیایی جدید خود ، بنام اثری باستانی در شهرستان لالی معرفی شده است ، ” غار پبده ” می باشد که نام خود را از طوایف همجوار خود ، در سده های اخیر کسب نموده است و امروزه ما از نام چند صد هزار سال گذشته آن بی اطلاع هستیم  .

شوشتر بدلیل قرار گرفتن در پست ترین نقطه از کوهپایه های زاگرس یعنی دشت شوشان – در دوران پارینه سنگی – بدلیل نداشتن شرایط زیستی  و اقلیمی مناسب ، نمی توانست مکان قابل سکونتی برای حضور مردمان عصر حجر (پارینه سنگی) باشد ، لذا نخستین سکونتگاههای اولین ساکنان دشت نشین شوشتر را می بایست در کوهستانهای شمالی و شمال شرقی شوشتر جستجو کرد ؛ هر چند که تا کنون تحقیقات و پژوهشهای جدیدی در این زمینه منتشر نشده است اما مهمترین و قدیمیترین بررسی علمی از دوران پارینه سنگی شوشتر مربوط به بررسی و کاوش باستان شناس شهیر فرانسوی رومان گیریشمن می باشد که در بهار سال 1949 انجام گرفته است که درکتاب “ایران باستان از آغاز تا اسلام” مطلب کوتاهی را به همراه تصویری از ابزارهای سنگی بدست آمده در این غار به نمایش گزارده است :

PTDC0004

این غار در حدود 30 کیلومتری شهرستان لالی و در مسیر آبشار آرپناه و در کوهی بنام ” انبار سفید ” در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا واقع است ، طول غار 114 متر و عرض آن بین 6 تا 70 متر می باشد ، ارتفاع آن در کوتاهترین نقطه 2 متر و در بیشترین قسمت 28 متر می باشد و از دو دهانه در امتداد هم ساخته شده است ، نشانه ای از یک سکو بعنوان یک استراحتگاه در دیواره نزدیک به ورودی این غار به چشم می خورد و در انتهای غار علاوه بر حفره هایی کم ارتفاع ، تونلی کم عرض نیز دیده می شود که گویا مجرای آب درون غار بوده است ، همچنین وجود تالاری بزرگ در این غار از جاذبه ها و زیبایی های آن محسوب می شود .

 پرفسور گیریشمن اشیاء بدست آمده از این غار را متعلق به 15000 سال پیش و مربوط به انسانهای شکارگری می داند که پیش از آغاز عصر نوسنگی در این مکان ساکن بوده اند .

PTDC0003

متاسفانه کاوشها و بررسی های دوران پارینه سنگی در خوزستان به ندرت اتفاق افتاده و ما تا کنون اطلاعات بیشتری از این مرحله تاریخی در شوشتر و اطراف آن را در اختیار نداریم ؛ اما اخیرا به همت تیم باستان شناسی میراث فرهنگی شوش مطالعاتی ارزنده ای درزمینه دوران پارینه سنگی اطراف این شهرستان صورت گرفته است که تا بدست آمدن یک تفسیر کامل و جامع هنوز زمان زیادی لازم می باشد .

 جاودانه و سربلند باشید ؛ سعید زاهدزاده

اسناد تاریخی

سندی تاریخی از گتوند

در دوران قاجار به هر اسم و رسمی که می شد به افراد مختلف ، خصوصا بزرگان هر ایل و طایفه عنوانی از سوی شاه داده می شد و این جدا از حکمرانانی بود که برای اداره کشور از سوی دربار به مناطق فرستاده می شد ، این افراد اموری از قبیل جمع آوری مالیات ، رسیدگی به دعاوی و برقراری نظم و امنیت در آن منطقه را بر عهده داشتند .

از جمله این افراد که به لقب و سمت ایلخانی بختیاری دست یافت ، حسینقلی خان ایلخانی[1]بود ؛ در این سند که درسال 1294 ه . ق ( مصادف با 1256 شمسی ) از سوی حشمت الدوله – حاکم وقت خوزستان و عربستان – تنظیم گردیده ، اداره امور گتوند را که در آن ایام روستایی کوچک بود ، مانند گذشته به وی واگذار نموده است .

heshmatodole

بر روی مُهر حشمت الدوله – حاکم وقت – که در بالای سند دیده می شود نوشته شده : حشمت الدوله امیر جنگ شد از شاه .

” متن سند “

چون قریه گتوند که از توابع ولایت شوشتر است ، سابقا جزو ابواب جمعی عمدةُ الاُمراء العظام مقرّب الخاقان ” حسینقلی خان ایلخانی ” بود {ه} و در سنه ماضیه ، از جزو جمعی مشارالیه خارج گشته بود ، لهذا از ابتدای هذه السَنه میمونه ” اودئیل[2] ” سعادت

دلیل ، قریه مزبوره را کما فی السابق جزو ابواب جمعی مقرّب الخاقان مشارالیها برقرار و واگذار نمودیم که مالیات و متوجهات آنرا مطابق تمسّکی که بکارگزاران حضرت والا سپرده بموجب بروات ، عاید دارد ؛ مقرر آنکه عموم کدخدا و ریش سفید و رعایای قریه مزبوره خود را سپرده و ابواب جمع مقرّب الخاقان ایلخانی دانسته ، از سخن وصلاح و امر و نهی او خارج نشده ، حسب المقرّر ، مرتب و معمول داشته ، در عهده شناسند ، تحریرا فی شهر ربیع الاول سنه 1294 .

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

 


[1] – حسینقلی خان ایلخانی فرزند جعفرقلی خان دورکی، از ایلخان‌های معتبر بختیاری بود، که در سال ۱۲37ه . ق در میزدج فارسان متولد شد. وی پدر علیقلی خان سردار اسعد و صمصام السلطنه بود ، حسینقلی خان با سیاست و دوراندیشی خود را به معتمدالدوله ارمنی ، حاکم اصفهان نزدیک نمود و توانست در سال ۱۲62 ه . ق در سن ۲۴ سالگی ، حکومت منطقه بختیاری را به اسم یکی از عموهای پیرش به نام مهدی قلی خان دورکی بگیرد ، ولی خود عملا اداره امور بختیاری را بر عهده گرفت و نایب الحکومه بختیاری گشت ، سپس در دی ماه 1284 ه . ق ،  فرمان ایلخانی بختیاری، از جانب ناصر الدین شاه قاجار، برای وی صادر گردید و زیر نظر حاکم خوزستان و عربستان که در این سال بعهده حشمت الدوله بود فعالیت می کرد ، حسینقلی خان از آن پس به مدت ۱۵ سال در اوج نفوذ و اقتدار بود .

[2]-   کلمه ای است ترکی  ، به معنی ” سال گاو ” ،  نامیدن هر سال به نام یک حیوان ، بیشتر در اثر عوامل اعتقادی یا فرهنگی در تقویم بعضی از ملل مرسوم شده است ، این نوع عوامل از ریشه هایی سرچشمه می گیرد که با تقویم این گونه ملل در ارتباط است. تقویم ترکی – مغولی ، از حدود قرن هفتم هجری قمری یعنی پس از استیلای مغول بر ایران ، به تقویم ایرانیان راه یافت. این تقویم از نوع شمسی – قمری است ، بدین معنی که سال آن و ماه های آن قمری است ؛ اسامی ۱۲ ماه قمری این تقویم در ترکی به ترتیب به معنی : ماه اول، ماه دوم و… نامیده می شود. این تقویم دارای دوره ۱۲ ساله حیوانی است که اسامی معادل فارسی سالهای آن، به ترتیب عبارتند از :1- سیچقان ئیل : موش 2- اودئیل : گاو  3- بارس ئیل : سال پلنگ 4- توشقان ئیل : سال خرگوش 5- لوی ئیل : سال نهنگ 6- ئیلان ئیل : سال مار 7- یونت ئیل : سال اسب 8- قوی ئیل : سال گوسفند 9- بیچی ئیل : سال میمون 10- تخلقوی ئیل : سال مرغ 11- ایت ئیل : سال سگ 12- تنگوز ئیل : سال خوک .

منابع :

 1- محمدرضا صیاد – ”  تعیین نام سال شمسی در دوره ۱۲ ساله حیوانی تقویم ترکی-مغولی

2- منبع سند : مرکز اسناد دانشگاه ماربورگ

دانلود نرم افزار تبدیل تاریخ

دوستان علاقمند ؛

با توجه به اینکه نوشتن تاریخ ها ی شمسی ، هجری و میلادی در متون مختلف بطور همزمان کاری طاقت فرسا و برای خواننده نیز کسالت بار می باشد ، با داشتن یک  مبدل فوق العاده می توان به معادل تاریخ مورد نظر در سایر تقویم ها دست پیدا کنید ، لذا مناسب دیدم این نرم افزار مبدل تاریخ را که جزو بهترین مبدلهای تاریخی است که تا کنون دیده ام را برای استفاده شما دوست عزیز بر روی سایت قرار بدهم ، خطای تبدیل در ماههای قمری تقریبا یک روز می باشد و در راهنمایی که در پوشه نصب قرار دارد توضیحات کاملی ارائه شده است  که کارکردن درست  با نرم افزار را به شما آموزش می دهد ، برای دانلود اینجا کلیک کنید ، امیدوارم از این نرم افزار لذت ببرید .  

 

اسناد تاریخی

سندی نادر از دوره صفوی در شوشتر

 

 

در مجله بررسی های تاریخی سال 1352 ، مقاله ای از دکتر جهانگیر قائم مقامی وجود دارد  که به شرح فرمانی از شاه سلیمان صفوی می پردازد ؛ ابتدا این سند را شخصی بنام منوچهر بختیار به همراه روان نویسی آن ارائه داده است و سپس دکتر قائم مقامی شرحی بر آن نوشته است ، گویا اصل سند به آقای منوچهر بختیار تعلق داشته است .

به دلیل کهنگی سند مزبور ، رقم آخر تاریخ کتابت آن مشخص نیست ، اما بین 1089 – 1080 ه . ق یعنی دوره سلطنت شاه سلیمان صفوی نوشته شده است و جزو اسناد دیوانی از نوع ” پروانچه ” که بطور خاص در این دوره وجود داشته است محسوب می شود ؛ از مشخصات ظاهری این سند مُهر دایره ای شکلی است که در وسط و بالای سند به چشم می خورد ، دور تا دور آن نامهای مبارک دوازده امام به اینصورت نوشته شده است : ” الّهم صل علی نبی الوصّی والبتول السبطین و السجاد و الباقر و الصادق و الکاظم و الرضا و التقی و النقی و الزکی و المهدی ”  و در وسط آن نیز نوشته : بنده شاه دین سلیمان است [1] ؛ در تحمیدیه (حمد آغازین سند ) نوشته شده : هو المُلکُ لله [2] و در طُغرا[3]  به احتمال زیاد با رنگ سرخ نوشته شده : فرمان همیون (همایون) شد .

از متن سند چنین بر می آید که در حدود سال نگارش آن ( 1089-1080 ه . ق ) حکام بختیاری چراگاههای گندزلو واقع در ساحل راست کارون را جزو قلمرو خود دانسته و از آنها مطالبه حق ” علفخوار ” و ” آبخوار ” کرده اند . طبق اسناد حکومتی رود کارون از قدیم حد فاصل بین قلمرو بختیاری و منطقه شوشتر بوده است ؛ بر این اساس  گندزلوها بدلیل این مطالبه حکام بختیاری ، شکایتی به شاه سلیمان صفوی برده و او نیز پس از بررسی سوابق و مدارک دیوانی ، طبق همین سند فرمانی صادر می نماید  که حکام بختیاری حقی راجع به ناحیه سکونت گندزلوهای شوشتر ندارند .

توضیح مختصر آنکه : شیوه شاهان صفوی بر این منوال بوده که برخی از ایلات را به نواحی مختلف کوچ داده و اختیار حکمرانی آن منطقه را به آنها می سپردند ، از اینروست که حمایت شاه سلیمان از طوایف افشار در این سند بخوبی نمایان است .

متن  ” پروانچه “

فرمان همیون شد     آنکه چون جماعت گندزلو سکنه شوشتر بعرض رسانیدند که از زمانی که حکومت شوشتر به محمد سلطان[4] مرجوع بوده ، تا زمان حکومت مرحوم واخوشتی خان { واخشتوخان } ، رودخانه حد میان شوشتر و بختیاری بوده و آخور کلک[5]  که به جهت عبور بر رودخانه مزبور بوده ، بحاکم شوشتر نسبت داشته و جماعت بختیاری در هیچ زمان در این طرف رودخانه آبخوار و علفخوار ننموده اند و حکام بختیاری هرگز از این جماعت بهیچوجه مطالبه نکرده و چیزی نگرفته اند و الحال حاکم و جماعت بختیاری بخلاف حکم و حساب آبخوار و علفخوار[6] طلب مینمایند و از آب عبور نموده مزاحم احوال ایشان می شوند و استدعا {ی} حکم اشرف نمودند و از سرکار اواراجه [7] فارس نوشته اند که مبلغ دو تومان و سه هزار و پانصد و هشتاد و پنج دینار تبریزی از بابت آخور کلک گدار شاه خراسان [8] داخل ” تیولنامچه ” مرحوم واخوشتی خان { واخشتوخان } حاکم سابق الکاء شوشتر و دزفول است و از سرکار اوراجه عراق و سرکار خاصه [9] تصدیق نمودند که بعلت آبخوار و علفخوار مزبور چیزی ظاهر نمی شود که داخل تیول[10]حاکم و ضبط ضابطان و الکاء بختیاری بوده باشد ؛ بنابراین مقرر فرمودیم که حاکم و جماعت بختیاری موافق معمول قدیم و دستور استمرار عمل نموده بخلاف حکم و حساب و نهج معمول ، مدخل در وجوه مزبور ننماید و بنوعی که مستمر و قانون بوده از آن قرار معمول و مرتب داشته ، تجاوز ننمایند ، در این باب قدغن دانسته ، در عهده شناسند و چون ” پروانچه ” به مُهر مِهر آثار اشرف رسد اعتماد نمایند    تحریرا فی شهر جمادی الاولی ؟108   

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

توضیحات :

[1] -بدلیل اینکه این مُهر کیفیت مطلوبی نداشت لذا از روی سندی دیگر از شاه سلیمان ، مُهر وی را برای استفاده بهتر شما خواننده گرامی انتخاب نمودم .

[2] – احتمالا در هنگام کپی  اولیه سند در بالا قرار داشته و چاپ نشده است

[3] – امضاء یا کلمه فرمان و حکم حاکم و پادشاه که با خطی پیچیده و زیبا نوشته می شد

[4] – احتمالا حاجی محمد رعناشی مد نظر بوده ؛ به هنگام حمله شاه اسماعیل اول به خوزستان ملا قوام الدین نامی از خاندان رعناشی  که معلم فرزندان سید محمد مشعشع بود همراه پسران خود به اسماعیل پیوستند. و اسماعیل نیز به پاداش این سر سپردگی، یکی از آنان را بنام شیخ محمد، به امارات دزفول و دیگری را بنام، حاجی محمد، به حکومت شوشتر گماشت. ولی حکومت حاجی محمد در شوشتر چندان دوامی نیافت، زیرا پس از چندی وی بدست برادرزادة خود بنام خلیل الله، کشته شد و از آن پس خلیل الله، هم جانشین پدر در دزفول گشته و هم حکومت شوشتر را بدست گرفت. (بخشی از مقاله آقای شباب زاده)

[5] – محلی از ساحل رودخانه که بواسطه وضعیت زمین آن بتوان به راحتی قایق یا کلک را به آب انداخت

[6] –  حق آب و علف و چراگاه

[7] – اداره ثبت و ضبط ارقام مالیاتی

[8] – نام محلی و گداری کنار رود خانه کارون

[9] – اداره محاساباتی شاه

[10] – به نظر می رسد که تیول برابر ناحیه یا ولایت بوده است ، در دورة صفویه به تیول اشاره های بسیار شده ،  در سالهای نخست سلطنت شاه طهماسب اول (930ـ984) تیول به همراه اصطلاح الکا (ناحیه یا قلمروی که در اختیار طایفه ای بود) به کار می رفت . از اشاره های موجود در متون نمی توان دریافت که این دو اصطلاح مترادف بوده اند یا نه ، هرچند می توان فرض کرد که احتمالاً تیول واگذاری حق گردآوری مالیاتِ الکا به صاحب آن یا مصونیتهایی در داخل الکا بوده است . منشی قمی (ج 1، ص 195) نوشته است که طهماسب در سال ششم سلطنت خود (936)، به هر یک از امیران استاجلو ساکن در گیلان که به دربارش آمده بودند، یک الکا و یک تیول اعطا کرد ، در پی تغییر ساختار حکومت صفوی ، به امیرانِ بزرگ ، ولایات را بیش از الکاها به تیول می دادند. بنابراین ، ظاهراً اصطلاح تیول در مفهومی تقریباً شبیه به اقطاعِ ولایات در دورة سلجوقی ، به کار می رفته و در واقع جانشین اصطلاح اقطاع * شده بوده ، تیول از زمینهای دیوانی ، خالصجات و نیز ملک خصوصی و،  به میزانی کمتر ، زمینهای وقفی واگذار می گردید. پیش از سدة سیزدهم ، تیولدار اغلب امیر یا سرکردة طایفه یا سردار سپاه بود. در برابر واگذاری تیول ، از تیولدار انتظار می رفت که در صورت لزوم نیروی نظامی فراهم کند. در برخی موارد تعداد سربازانی که وی می بایست آماده می کرد، در سند واگذاری تیول (تیول نامچه ) قید می شد (برگرفته از: دانشنامه جهان اسلام ) 

 

اسناد تاریخی

پیش نویس نامه ای از آقا شیخ محمد مهدی شرف الدین

 

 

مرحوم آقا شیخ محمد مهدی شرف الدین با وجود قابلیتهای فراوانی که داشتند ، در خوشنویسی مستعد نبودند و بیشتر اوقات اسناد و نوشته های مهم ایشان را مرحوم آقا شیخ محسن شرف الدین – برادر وی – که دارای خط زیبایی بود می نوشت . از میان دست نوشته های فراوانی که از آقا شیخ مهدی بجا مانده ، بصورت تصادفی سندی را انتخاب کرده ایم که تصویر آنرا به همراه روان نویسی سند مورد نظر جهت استفاده شما خواننده گرانقدر ارائه مینماییم .

 

 

 

سید نا المعظم و مولانا المُغنِم ، بعرض عالی میرساند مرقومه شریفه واصل شد ، از سلامتی آنجناب کمال خوشوقتی حاصل گردید ، از طول کشیدن جواب کاملا معذرت میخواهم چون ملاقات حاج عبد محمد میسر نشد تا روز دوشنبه گذشته ، مطلب را بایشان اظهار داشتم جواب داد سه ماه دیگر از نماز باقی {است} و ایشان رسمشان اینست تا فارغ نشوند از کس دیگر قبول نخواهد کرد ولی قول داده پس {از} فراغ مشغول شود برای مرحومه والده جنابعالی و یکسال نماز صد و پنجاه تومان میخواهند ؛ درباره وجه حاج عبد محمد اظهار داشت که خودشان فرموده اند توسط حاج موحّد بنا بوده بفرستنند ولی حاج موحّد خراسان است ، بهرحال هر که مورد اطمینان جناب عالی باشد برایشان بفرستید ، در خاتمه توفیقات آنحضرت را از درگاه حضرت احدیت خواهانم و ملتمس دعا از جناب هستم ، الاحقر محمد مهدی شرف الدین

سند مزبور گویای این باور دینی است ، افرادی که از دنیا می روند و نماز و روزه ای بر گردن آنان باقی مانده ، بر عهده پسر بزرگ متوفی است که یا خود بجای پدر آن نماز و روزه را بجا بیاورد و یا به افرادی که بدین طریق امرار معاش می کنند واگذار نماید ، طبق این باور بخشی از پول بجا مانده از متوفی می بایست به این کار تخصیص داده شود .

لازم به توضیح است ، مرحوم آقا شیخ محمد مهدی دارای چندین کتب دستنویس می باشند که در مورد تاریخ شوشتر و معرفی بزرگان است ؛ کتاب ” تاریخ شوشتر” هم اینک در مراحل پیش از چاپ قرار داشته و توسط انتشارات معتبر به چاپ خواهد رسید . از این پژوهشگر گمنام ، پیش از این کتابی نیز در شرح حال حکیم وفایی شوشتری به چاپ رسیده که در حال حاضر نایاب است ؛ هم اینک فرزند ایشان استاد شیخ محمد علی شرف الدین بر مسند پدر تکیه داشته و منبع مستندی از تاریخ شوشتر می باشند .

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

اسناد تجاری شوشتر

خانواده آقا

(قسمت دوم)

حاج سلطانحسين شوشتری

     سلطانحسين فرزند حاج سلطانعلي صاحب تاجر شوشتری است كه در حدود سال  1265 ه.ق

(1228شمسی) احتمالا پیش از اقامت پدرش در بمبئی ، در شوشتر بدنيا آمده است .

نخستين بار نام  وي در سندي وجود دارد که تاریخی در آن به چشم نمی خورد ولی نوع کاغذ و خط آن مشخص می کند که به قبل از  سال 1282 ه.ق مربوط می شود و از بمبئی به شوشتر برای اقوامش نوشته است . اما اولین سند قطعی به 1282 ه.ق مربوط است ، نامه اي كه از شوشتر خطاب به پدرش که درباره پاره ای از معاملات و بده بِستان های مالی بین تجار و کسبه جزئیاتی را نشان می دهد ، این سند مشخص می کند که وی مدت کوتاهی طی این ایام در شوشتر حضور داشته است ، در بخشي از این سند به بيماري  سرخي و درد چشم هایش كه در آن ايام شايع بوده شكايت داشته است ، اين مسئله در بين تعدادي ديگر از اعضاي فامیل آنها و بهتر بگوییم دربین بیشتر مردم وجود داشته است .

همچنین نسخه اي از كتاب شعر ميرزاده عشقي چاپ بمبئي در دست مي باشد كه بر روی جلد آن نام سلطانحسين بعنوان سفارش دهنده و حامی انتشار این کتاب درج گردیده است ، نیز در کتابخانه آیت اله مرعشی نجفی در مجموعه کتب چاپ سنگی ، کتابی تحت عنوان ” ذخیرة العباد لیوم المعاد ” نوشته آقا میرزا محمدتقی حائری، به سعی و اهتمام آقا میرزا احمد شیرازی و به درخواست: حاجی سلطان علی صاحب تاجر شوشتری و شرکاء وجود دارد . اين مسئله نشان می دهد ، اين خانواده دوستدار علم و فضل و علاقمند به اشاعه فرهنگ و ادب بوده اند ، این مسئله در لابلاي نامه هایی که از ایشان به دست ما رسیده بطور آشکاری به چشم می خورد.

سلطانحسین دارای خط بسیار زیبایی بوده است ، این مسئله در مورد پدرش حاج سلطانعلی نیز صادق است و احتمالا تاثیر خط خوش پدر بر وی موثر بوده اما خط سلطانحسین ازپدرش نیکوتر است . درسندی که چهارم جمادی الاول 1285 از بمبئی به عمویش آقا اسداله یا فرزندان ایشان نوشته است ، نیز گویای بلاغت بیان و تسلط وی بر ادبیات زمان خود  می باشد : ” حالا که ایام مواصلت گذشته و سال فراق آمده بدرد هجران مبتلا گردیده ، ایکاش تخم محبت و مودت را در مزرع دل نکاشته بودم ، شوق شرفیابی چنان بر لوح ضمیر منقش گردیده که چون نقش فی الحجر محو شدن آن هرگز ممکن نمیشود ، امیدوار از جناب داهب العطایا چنان است که بزودی ، شرف مخادمت ، عن قریب نصیب شود و از فیض خدمت بهره مند شود و شرفیابی را ادراک نماید . “

سلطانحسین تا سال1290 ه.ق ، مجرد بوده است و در این زمان در سندی که از بمبئی رسیده ، بحث مفصلی راجع به پیدا کردن دختر مناسبی برای سلطانحسین مطرح می شود و حاجی سلطانعلی از این پیگیری بی نتیجه بسیار گله مند است و می نویسد :

” دیگر فقره دختر آقا محمد حسین را نوشته اید که چنین شده ، بنده که خود طالب نبوده و نیستم ؛ نور چشمی می گفت و می نوشت چرا آقایم گذاشت ببرند ؟ و الحال نوشته اید دختر آقا محمد زمان . خلاصه این هر دو را از قبل طالب نبوده و نیستم اگر تاج پادشاهی بر سر داشته باشند دختر آقا محمد زمان را هیچ کدام ما نمی خواهیم “

و در ادامه سند اطلاعات جالب توجهی از بمبئی طی این گفته ها در اختیار خواننده قرار می دهد :

 ” خانه خوبی گرفته ام سه ساله ، اگر خاطر شما باشد خانه ایست {مستقل} به ” امام باره ” * یک دروازه دارد واقع است در میان ” امام باره ” یکی دیگر از {بیرون} است ، مال خود زن مرحوم ” مراد علی مهر خان ” بوده است ،  بخشیده بوده به او چون خود همان زن به حیدر آباد رفته لهذا گفت از شما بهتر نمی بینم که خانه را دست او بدهم {حالیه} حقیر هم گرفتم ، ماهی 20 روپیه کرایه تا سه سال ، صیغه اجاره هم جاری شد لاکن الان ده نفر 25 یا 26 روپیه خواسته اند نداده ام ، خلاصه خوب خانه ای می باشد از در و دروازه و حیاط درخت و اطاق و انبار و اطاق غرفه و بالا خانه و{نماها} بسیار منزل خوبی است ، سه طبقه ساخته است ، بسیار خوب جایی است {تفلک} این قدر سعی کرد به او نگذاشتم برسد ، بعد از گرفتن رفته ماهی سی روپیه کرایه کرده بود ، دیگر کار گذشته بود نمی شد و الا خودش در” قاضی محله ” نشسته است ، ماهی 25 روپیه بسیار جای بدی و حیاط که ابدا ندارد ، یعنی خانه های بمبئی همه حیات ندارند ، مگر کم ، که بسیار نادر است . خلاصه خانه حیاط خوبی هم دارد و چند یوم است صاحب خانه را گرفته ام او را تماما تعمیر و سفید کاری و رنگ کرده است انشائ اله یوم 27 یوم این ماه ، ساعت دیده ام * که در آن خانه برویم ، غرض ماهی 20 روپیه بسیار {مناسب} شده است .

دیگر اطلاعی از سلطانحسین و سرانجام ازدواجش نداریم تا اینکه در سندی از 1294 ه . ق ، امضایش را با نام “حاجی ” سلطانحسین در کنار امضای پدرش می بینیم که نشان می دهد در همین ایام به سفر حج مشرف شده است و چه بسا در این زمان تأهل نیز اختیار کرده باشد .

مجددا اطلاعی از ایشان در دست نیست تا  اوایل 1297 ه . ق که نامه ای برای حاج آقا اسد اله صاحب تاجر شوشتری معروف به ” آقا ” که برادر حاج سلطانعلی می باشد از شخصی بنام حاجی ابراهیم شوشتری بدست می آید که در حین نا باوری و افسوس ، خبر از مرگ سلطانحسین دارد :

 ” از خبر وحشت اثر فوت مرحوم حاجي سلطانحسين اخوي ، كمال هم و غم و الم روي نمود شريك درمصيبت ميباشم اگر چه در همان اوقات مرحومه والده لبيك حق را اجابت گفته مزيد همّ و غمّ گرديد ولي چه بايد كرد ، بجز صبر چاره نيست ، راهي است كه همگي بايد برويم ، شاعر گفته : هر آنكه زاد ، بناچار بايدش نوشيد    ز جام دهر مِيِ كُلُ مَن عليها فان ، خداوند انشاءاله صبر و اجري ببازماندگان كرامت بفرمايد و آنمرحوم و آنمرحومه را غريق رحمت خود بنمايد . “

تقریبا از تمامی ماههای این سال اسنادی از حاجی سلطانعلی موجود است که در آنها اشاره ای به مرگِ مادر و فرزندش نشده ، پس بطور قطع این ضایعه در نیمه دوم سال قبل از آن یعنی1296 ه.ق (مصادف با 1257 شمسی) اتفاق افتاده ، تاریخی که هیچ سندی از آن در اختیار ما تا این لحظه نیست و این نامه چند ماه پس از مرگ آنها یعنی درسال بعد (1297) به بازماندگان نوشته شده است .

سلطانحسین با این همه ذوق و استعداد ی که گوشه ای از آن پیش روی ماست ، می توانست گوی سبقت را از پدر خود نیز برباید ، اما در ابتدای جوانی دار فانی را وداع می گوید ، با وجود تاسفی که از فقدان این انسانهای شریف و زحمت کش و پرتلاش ، طی خواندن نامه ها و اسناد ایشان می خوریم ، از جهتی دیگر خرسندیم  که یک بار دیگر شخصیت فراموش شده آنها را از لابلای نوشته هایشان بیرون  آورده و به مردم زادگاهشان باز می گردانیم ، باشد که قدر خودمان را و دیارمان را بیش از این بدانیم ، برایتان یک دنیا خوبی آرزو داریم.

تحقیق و پژوهش : سعید زاهدزاده

توضیحات : * امام باره : در مقاله “بمبئی” در همین سایت آمده ، نام حسینیه و یکی از محله ها ی پارسیان بمبئی ، خصوصا شوشتریها ست که از موقوفات آنهاست .

*ساعت دیدن : در قدیم اکثر مردم امورات مهم خود را بر اساس تقویم خاصی که با توجه به قرار گیری موقعیت صور فلکی در مدار ی ویژه تعریف می شد ،  انجام می دادند ، اموری چون : خرید خانه ، ازدواج ، معاملات خاص و … این به اصطلاح دیدن ساعت با مراجعه به خانه بزرگانی که با این قبیل علوم غریبه آشنایی داشتند صورت می گرفت ؛ این عمل در یک ترانه معروف شوشتری بخوبی پیداست :

بیو رِم خونۀ سیّد تا ببینیم ساعت َ             شووِه چاردهُم میاریم عروسِ ری دولَتَ

عکس ها و خاطره ها

 

عکسی از دانش آموزان دبستان ششم بهمن (22 بهمن ) سال 1350

 

این دبستان نبش چهارراه شهید رجایی واقع بود و بعد از انقلاب به دبستان 22 بهمن تغییر نام پیدا کرد ، در حال حاضر نیز دار القرآن عترت در این مکان مشغول فعالیت می باشد .

این عکس در سال 1350 توسط علی اکبر ریخته گر زاده که در آن زمان در عکاسی گنج زاده مشغول کار بود برداشته شده است و توسط آقای احمد(زمان ) زاهدزاده – انباردار هنرستان شهید رجایی – در اختیار ما قرار گرفته است .

ایستاده از راست : ذوالفقار صفریان (آموزگار) – محمود محب زاده – حمید سودمند – احمد (زمان) زاهدزاده – سید محمود نقیب – مرتضی رافعی – زمان ناظر زاده

 نشسته از راست : مجید تفضلی – شهید مبصّر – …عراقی پور – …پور قصّاب

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

 

 

عکس ها و خاطره ها

 بازدید مهندس سالور – استاندار خوزستان – از آسیوا

این عکس  مربوط به حضور مهندس عباس سالور استاندار وقت خوزستان در آبشارها ، حدود سال 1342 یا 43 شمسی می باشد که پس از مراسم کلنگ زنی خیابان کمربندی – حد فاصل میدان باطنی تا نبش ساختمان سپاه پاسداران – در این محل حضور پیدا کرده و از کارخانه برق مستوفی دیدن نموده است ، افراد حاضر در این عکس به افتخار حضور استاندار وقت ، در فصل زمستان از بالای آسیاب ” حج آ مَندل ”  به داخل آب پریده اند ، این عکس در کنار کارخانه و پشت به دیوار پُل گَرگَر برداشته شده است .

ایستاده از راست ردیف اول : 1- محمد افروشه 2- محمد رضا افروشه 3- محمود بو علی زاده 4- ؟ 5- مرحوم کاظم نجف زاده

ردیف دوم از راست : 1- نا مشخص 2- مرحوم قربان ؟ 3- نا مشخص 4- نا مشخص 5- مرحوم محمد علی طهوری 6 – نا مشخص

ردیف سوم : 1- استاندار ( مهندس عباس سالور ) 2- مرحوم جواد شاپوریان 3- بین استاندار و مرحوم شاپوریان : کریم بهروزی ( کیا فروغ ) دو نفر آخر نا مشخص

با تشکر از آقای محمد افروشه که این عکس را در اختیار نگارنده قرار دادند .

 

مهندس عباس سالور

فرزند قهرمان میرزا عین‏السلطنه و نوه‏ی عبدالصمد میرزا عزالدوله فرزند محمدشاه قاجار است. سالور در 1294 در تهران تولد یافت و پس از انجام تحصیلات ابتدائی و متوسطه وارد دانشکده‏ی ادبیات تهران شد و درجه‏ی لیسانس در زبان خارجه و ادبیات فارسی گرفت. چند سال بعد درجه‏ی فوق‏لیسانس از دانشکده‏ی حقوق و علوم سیاسی در علوم اداری دریافت نمود. متعاقبا چند دوره کوتاه مدت مدیریت را در آمریکا گذرانید. سالور خدمات خود را از وزارت کشاورزی از سمت منشی شروع کرد و در سمت معاون وزارتخانه به پایان رسانید. به این ترتیب که مدتی رئیس کارپردازی و کارگزینی بود، بعد مقام مدیرکلی یافت، چندی در آن سمت باقی ماند تا اینکه پس از تصویب قانون اصلاحات ارضی ، برای اجرای آن سازمانی به نام ” سازمان اصلاحات ارضی” به وجود آمد. سالور با سمت معاون وزارت کشاورزی در راس آن سازمان قرار گرفت و نسبت به تشکیل سازمان و پیاده کردن قانون ، جدیّت تامی به خرج داد ؛ بعد از آنکه کار اصلاحات ارضی بر محور اصلی خود استوار گردید، سالور به استانداری کرمانشاه مامور شد. دو سالی در آنجا بود، اصلاحاتی انجام داد، سپس به استانداری خوزستان برگزیده شد و مدت هشت سال در آن استان پهناور مامور خدمتگزاری مردم بود. سالور پس از استانداری خوزستان، کار حساسی قبول نکرد فقط در دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی و دانشکده‏ی علوم سیاسی، اجتماعی به تدریس اشتغال داشت. مدتی هم در شرکت گاز از مدیران بود.

با آرزوی سلامتی  ، سعید زاهدزاده .