اسناد تاریخی

برات

از جمله اسنادی که به فراوانی وجود دارند ، برات ها می باشند ؛ برات در واقع حواله ای بود که به گیرنده اعلام می کرد که مبلغ معینی را به شخصی  که نامش در سند ذکر شده  پرداخت نماید ،  مبلغ ذکر شده در آن معمولا پولی بود که گیرنده حواله بدهکار فرستنده برات بود ، گاهی نیز می توانست حالت قرض گرفتن یا پرداخت قسط را داشته باشد .

برات ها گاهی مواقع با چندین واسطه به گیرنده می رسید و معمولا بین افراد شناخته شده که با همدیگر معاملات و مبادلاتی داشتند رد و بدل می شد ؛ این شیوه باعث می شد تا از حمل مبالغ زیاد پول در راههای پر خطر جلوگیری شود ، بعد ها صرافی هایی توسط انگلیسی ها در بصره و بوشهر تاسیس شد که حواله هایی بدست تاجران می دادند که می توانستند در مقصد آنها را نقد کنند .

روان نویسی سند

معروض داعی ، عالیحضرت ، قبله گاهی حاج آقا اسداله بوده باشد موازی 26 عدد ریال فضّی از مشهدی علی باقر باینجانب رسیده است سرکار 26 هزار را در حساب ایشان کم نهاد بفرمایند  که اقل علی ابن محمد مجری و قبول دارم 24شهر رجب المرجب 1299 مصادف با بیستم خرداد  1261 ، نقش مُهر : یا علی – ابن محمد .

سعید زاهدزاده

باغ های شوشتر

 

” چم سر دهَنِه بُلیدی (بُلیتی ) “

شهر شوشتر در گذشته بدلیل وجود آب فراوان و خاک حاصلخیز ، دارای باغ ها و نخلستان های بی نظیری بوده که در نوشته های سیاحان ایرانی قرون اولیه اسلامی که از این شهر تاریخی دیدن کرده اند ، این مسئله بصورت خاصی عنوان شده است ؛ همچنین جهانگردان اروپایی وجود باغ ها و کشتزارهای پر رونق شوشتر را بارها در کتابهای خود عنوان نموده اند .

هر چند بروز حوادثی چون سیل و خشکسالی ، در مواقعی به رونق این باغ ها لطمه وارد می کرد ، اما تا همین چند دهه گذشته نیز  بر آبادانی ، برکت و طراوت و زیبایی این شهر همچنان سایه گسترده بود ؛ بازارهای شهر صبح هر روز از عطر خوشبوی سبزی و سیفی و میوه هایی که باغبان ها برداشت کرده بودند ، هوش از سَرِ هر رهگذری می ربود .

باغ های شوشتر ، علاوه بر تامین معاش بسیاری از مردم و رونق اقتصادی شهر، پذیرای روزهای خوشی مردم در پایان هفته بود ، از فقیر و پولدار ، آخوند و بقال ، پیر و جوان ، سواره و پیاده با دوچرخه و الاغ ، راه باغات شوشتر را می گرفتند و دور از هیاهوی کاذب اکنون ، خستگی از تن می زدودند ؛ باغات شوشتر تعلق به تمامی شهر داشت و در حصار بلوک های سیمانی نبود !

چَم سر دهانه بُلیتی

از جمله باغاتی بود در حاشیه شرقی گرگر ، چسبیده به کانال انحرافی (دهنه بلیتی ) جایی که امروز پارک بی رونق شهید مطهری واقع گردیده ؛ این زمین جزو املاک خانواده آقا بوده که به معرفی این خانواده در جای خود خواهیم پرداخت ، در مورد وضعیت ” چم ” مورد نظر سخنی نمی نویسم چون سندی که پیش رو دارید ، گویای شرایط باغ مورد نظر بوده است . (دعایمان کنید )

منبع سند : مجموعه اسناد شخصی نگارنده

سعید زاهدزاده

توضیحات

این سند مصادف با بیست و هفتم خرداد 1318 شمسی تنظیم شده است .

“چم ”  قطعه زمینی است که در معرض سیلاب بوده و دارای خاک بسیار حاصلخیزی می باشد و معمولا در کنار رودخانه ها واقع است .

غُرّه : اول – ابتدا

آب انبارهای تاریخی

آب انبارها از ارکان معماری شهری و روستایی ایرانی است که در مناطق خشک و نیمه خشک ایران به فراوانی وجود دارند ، درحومه شوشتر نیز آب انبارهایی از ادوار گذشته باقیست که تا به امروز برنامه مشخصی از سوی اداره منابع طبیعی و یا میراث فرهنگی در مورد ، نگهداری و یا احیای مجدد آنها صورت نگرفته است ؛ هر چند آب این مکانها امروزه بدلیل رعایت مسائل بهداشتی مورد شرب انسان قرار نمی گیرند ، اما با اندک هزینه ای می توان جهت مصرف دام ، خصوصا در مواقع کم آبی آنها را مورد استفاده مجدد قرار داد.

آب انبار روستای گرّو   Garro

 

به فاصله 6 کیلومتری جاده شوشتر به مسجد سلیمان در سمت چپ جاده ، یک راه فرعی قرار دارد که به روستای تاریخی گرّو ختم می شود ، در سمت راست این جاده فرعی ، بقایای آب انباری به چشم می خورد که پیش از این مدخل و راه پله  آن مشخص بود ولی متاسفانه بدلیل بی توجهی و نا آگاهی ، ورودی و راه پله های آن زیر خاک  قرار گرفته است .

 این آب انبارها از یک راه پله با عرض 150-120 سانتی متر ساخته شده و پس از پایین آمدن از حدود 15-10 پله که معمولا در دل صخره حفر شده اند به یک فضای سردابی ختم شده که حوضی به شعاع 3-4 متر بعنوان مخزن آب در انتهای آن طراحی شده و در بالای آن چاهی حفر کرده اند که علاوه بر تهویه سرداب ، محل دسترسی به آب  نیز می باشد .

 آب انبارهای موجود در شوشتر و حومه آن غالبا تابع یک شیوه معماری هستند و تاریخ ساخت آنها به پیش از اسلام باز می گردد هر چند که در دوره اسلامی نیز این سنت معماری ظاهرا ادامه یافته است . (این نکته نیازمند تحقیقات بیشتری می باشد )

در آینده به معرفی سایر آب انبارها خواهیم پرداخت .

سعید زاهدزاده

اسناد تاریخی

 

سند افشاریه (1)

منبع سند : مجموعه اسناد شخصی نگارنده

 

یکی از نکات مهم موجود در اسناد ، ذکر نام اشخاص می باشد که در بین آنها افراد خاصی را می توان شناسایی نمو د ؛ در این سند نیز از شخصی بنام حاج محمد صالح کاغذی نام برده شده که در تاریخ تنظیم سند ( 1178 ه . ق ) در قید حیات نیست ، فرزندش بنام خواجه قاسم (قاسمی) طی معامله ای ، سهم زمین خود از اراضی چَمِ قاضی ( چم شلیلی ) در روستای شلیلی را به شخصی بنام حاج نور علی اجاره داده و…

در کتاب « تذکره شوشتر ؛ نوشته سید عبداله جزایری » طی معرفی بقعه سادات (عبداله فطح ) ذکر شده است که بانی عمارت آن بقعه ” حاجی صالح کاغذی ” می باشد .

با توجه به ویژگی معماری بنای بقعه سادات که به اواخر دوره صفوی برمی گردد و نیز محاسبه تقریبی زمان حیات نامبرده حاجی صالح از روی تاریخ قید شده در سند (1178 ه . ق ) ، بطور حتم این دو مورد به یک زمان و به یک شخص دلالت دارد .

توضیح :

 

خانواده کاغذی ساکن محله سادات از خانواده های سرشناس ، متمکن و خیری بوده اند که امروزه نیز مدرسه ای در نزدیک همین محله به همت مرحوم حاج عباسعلی کاغذی زاده از همین خانواده و مرحوم اسماعیل زاده ساخته شده است . روحشان رهین رحمت الهی باد .

روان نویسی سند

بسم الله خیرالاسماء

غرض از این نوشته شرعیه آنست که حاضر شد و فروخت “عزت دستگاه ” خواجه قاسمی ولد مرحوم حاج محمد صالح کاغذی به ” توفیق آثار ” حاج نور علی ولد مرحوم حاج محمدی ملقب به قره ، تمامی و همگی یکربع کامل مشاع از حصه مشاعه متصرف فیهای خود از اراضی چم قاضی واقعه بقریه شلیلی با توابع و لواحق شرعیه از هر جهة و هر سبب که بموجب نوشته موجود معتبره از ملاّ زمان نواب مستطاب عالیجاه محمد رضا خا ن ، به بیع خیاری از تاریخ سابع عشر شهر رجب المرجب 1178 لغایت مدت ده سال تمام بمبلغ معین “بمومی الیه” انتقال شرعی یافته است بمبلغ معین دو تومان و هفتهزاروپانصد دینار تبریزی رایج ، به بیع شرط خیار ، باذن و اطلاع و اجازه و رضای “عالیجاه معزی الیه ” مقررومشروط انکه خواجه قاسمی بایع مزبوراز تاریخ بیست و یکم شهر رجب المرجب 1178 لغایت ده سال تمام مخیر و مختار بِرَدِّ مثل ثمن و فسخ بیع بوده باشد و الا که وعده منقضی شود و بایع مزبور رَدِّ مثل ثمن نماید ، بیع بات ولازم گردیده ، تمامی مبیعه موصوفه که یکربع کامل است از تمامی حِصّه “عالیجاه مومی الیه” مِلک طلق حاج نورعلی ، مشتری مذکور خواهد بود که خواجه قاسمی و”عالیجاه” مشارالیها را از بابت یکربع مذکور ، حق و دعوی و طلبی بحاج نورعلی نیست و نخواهد بود و بایع متصرف بوصول وجه ثمن گردیده صیغه بیع شرط خیاری ، ایجاباً و قبولاً ، اصالة بینهما جاری شد و تمامی یکربع از حصه مسفوره که َمبیعه است از تحت تصرف خواجه قاسمی خارج و بتصرف حاج نور علی “مومی الیه” داخل گردید که منافع آنرا در عرض مدت خیار بجهة خود اخذ نماید ، تحریراً فی تاریخ 21 شهر رجب المرجب 1178

حاشیه سند

بتاریخ ثانی عشر شهر رمضان المبارک سنه 1179 بیع شرطی مذکور منفسخ و ثانیا همان مبیعه را بمبلغ سه تومان و یکهزار و دویست و پنجاه دینار تبریزی از تاریخ حال الی بقیه مدت خیارمتن بمشتری مزبور بنحو مذکور فروخته و صیغه بیع مشروط ثانیا واقع شد و تتمه وجه که سه هزار و هفتصد و پنجاه دینار است واصل بایع گردید .

تحریرا فی التاریخ {در این جا یک مُهر مربع و یک مهر بیضی حک شده است } ؛ مُهر مربع: عبده محمد ابن تقی

مُهر بیضی: یا قاسم الابرار؟

شهود : استاد صادق ولد استاد محمدی

استاد ابل ولد استاد عنان {عنات} کاغذی

همان مُهر مربع به شکل معکوس در زاویه راست بالای سند درج شده : عبده محمد ابن تقی و بالای آن : حرّرالفقیر الحقیر نوشته شده .

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

معرفی یک اثر باستانی

 ” تنگ “

راه تاریخی شوشتر – عقیلی

راههای تاریخی نه تنها عامل جابجایی کالا و تردد انسان بوده اند بلکه مهمتر از همه باعث انتقال فرهنگ ، فنون و صنایع نیز در طول تاریخ حیاط بشری واقع گشته اند ، خصوصاً راههایی که می توانست همچون زنجیری دو یا چند فرهنگ و تمدن مختلف را به هم پیوند زند .

راه تاریخی ” تنگ ” از جمله راههایی است که بر خلاف بیشتر راههای تاریخی در ایران ، از آسیبهای جدی جان سالم بدر برده و بخشهای زیادی از آن پس از گذر سالها هنوزپا بر جاست ، این جاده بدلیل قرار گرفتن در حاشیه رودخانه کارون ، بواسطه وجود چشم اندازهای طبیعی و زیبای اطراف ، دارای ویژگی خاصی می باشد که یقیناً می توانست خستگی راه از تن مسافران خود بیرون کند ؛ با دیدن بخش کوهستانی آن متوجه می شویم این جاده تاریخی با عرض 2- 1/5 متر ، شبیه به جاده های مالرو می باشد ، با این تفاوت که برای ساخت این راه ، طراحی و مهندسی حساب شده ای اتخاذ شده است .

از پیشینه تاریخی این مسیر کهن به سختی می توان دریافتی داشته باشیم ، اما شواهدی از وجود استودان هایی مربوط به دوره ساسانی نشان دهنده فعال بودن این جاده در طی این سالهاست ، دست کند هایی حفر شده در سنگ خارا که جایگاهی جهت قرار دادن استخوان اموات آیین های پیش از اسلام خاصه زرتشتیان بوده اند .

راه منتهی به دشت عقیلی در شمال شوشتر از بقعه سید محمد گلابی آغاز شده و سپس با عبور از کنار وادی البکاء ، تخت قیصر و پیر دالو راه خود را به سمت ریگستان و حاشیه رودخانه کج می کند ، پس از طی مسافتی به  بند دختر و قسمت کوهستانی راه وارد می شود در این مسیر اشکفتهایی به منظور استراحت مسافران بصورت طبیعی و در جاهایی به شکل دست کاری شده ایجاد شده که چشمه های متعددی در کنار آنها در تمام طول سال جاری می باشند ، از جمله چشمه قِلون (قلیان) بعد از بند دختر .

در قسمتهایی صخره را از ارتفاع چند متری به پایین تراش داده اند و مسیر را از دل آن عبور داده اند و بدین ترتیب جانپناهی برای حفاظت مسافران و حیواناتشان از افتادن در رودخانه  نیز ایجاد کرده اند ؛ هر کجا آبراهی مانع ساخت این راه بوده با طراحی پلی و زیبا و موقر ، بر آن فائق آمده اند .

 ارتباط ساکنان دشت عقیلی و اطراف آن با شوشتر بواسطه ایجاد این راه محلی ، باعث رشد اقتصادی و فرهنگی بیشتری گردید و نیاز به کالاهای اساسی از یک سو و انتقال تولیدات کشاورزی و خوراکی از سوی دیگر بر اهمیت این راه در دوره های مختلف تاریخی دلالت دارد ؛ باشد که ضمن آگاهی از وجود یادگارهای نیاکانمان در اهتمام به حفاظت و نگهداری از این یادگارهای تاریخی و ملی کوشا باشیم .

توضیحات :

وادی البکاء : دشتی بالاتر از بقعه سید محمد گلابی که در قدیم مردم شوشتر در آنجا برخی اعمال دینی و مذهبی خصوصاً زیارت عاشورا برگزار می کردند .

چشمه قِلون : بواسطه اینکه مکان مورد نظر شبیه قلیان به نظر می رسیده بدین نام منسوب شده است .

بند دختر : بند و سدی از دوره ساسانی بوده که آب را به چم مندلی (محمد علی) بیگ در جای فعلی تیپ 45 تکاور می برده و از سویی به ریگستان ؛ قسمت ناچیزی از آن باقی مانده .

با تشکر از راهنمایی های ارزشمند استاد ارجمند شیخ محمد علی شرف الدین

نوشته : سعید زاهدزاده

 

روان نویسی سند

 آسیابی در قلاچیتک

 

                                    بسم الله

باعث بر تحریراین وثیقه­ی شرعیه آنست که به موافق یک طُغرا تمسُّکِ بیع شرطی ، مفهوم و معلوم گردید که تمامی یک نصف کامل مشاع از کل یک حجره طاحونه­ی معموره ، واقعه در قلاچیتک از مرحوم مغفور، ” خُلد آشیان ” ، آقا محمد حسین ، سلیل جلیلِ ” مرحمت و غفران پناه ، رضوان آرامگاه ، کهفُ الحاج ” ، حاج آقا محمد زمان ” طاب ثراه ” ، به  “عالیجناب ، قدسی انتساب ، علاّمی ” ، آقا سید محمد ، ” دامَ مجده ” ، نظر به انقضاء مدت خیار و عدم ردِّ مثل ثمن ، انتقال شرعی یافته و جناب ” معظم الیه ” بنابرعالم اتحاد و یکجهتی ، خواست که تخلیه مبیعه و مسترد فرماید و چون مبیعه اصلاً مِلک محض و از املاک مخصوص مرحوم ” خُلداشیان ” آقا محمد حسین بوده لهذا ” جناب قدوس اَیاب ، معظم الیه ” به خلَف سعید و ولَد نَبیل او ” عالی مرتبت ، رفیع منزلت ” ، آقا محمد رضا ” دامَ عُمره ” به مبلغ پنجاه تومان مصالحه نمود . اکنون حاضر شد صحیحتاً ، مختاراً ، طا ئعاً ، راغباً ، آقا محمد رضای ” معزی الیه ” و فروخت ، به مبایعه­ی شرطیه­ی خیاریه ، تمامی وهمگی کلِّ یکنصفِ کاملِ آسیابِ موصوفه را به “عالیجناب ، معارف آداب ، فضا ئل مئاب ، علاّمیِ فهامی”  آقا سید محمد “معظم الیه” به ثمنِ مبلغِ چهل تومان که عبارت از موازی چهارصد عدد ریال فِضیِّ 26 نخودی ناصرالدین شاهی است ، مقبوض مقرر و مشروط آنکه بایع “معزی الیه” از حال ِتحریرکه تاسع شهر جمیدی (جمادی) الاولی است الی انقضاء مدت یک عام و نیمِ تمام ، مختار بر فسخ بیع ، بِرَّدِ مثلِ ثمن بر مشتریِ معظم الیه بوده باشد و الا مَبیعه­ی موصوفه ، بیعِ بات و لازم خواهد شد و صیغه­ی مبایعه­ی شرطیه­ی خیاریه ، بین هُما ، اصالةً ، ایجاباً و قبولاً جاری شد و مشتری مرقوم ، تصرف مبیعه نمود و ضمنا “عالی مکرمت ، خیرالحاج” حاجی محمد علی مولا خلف الصَدَقِ مرحوم مغفور، آقا اسدالله مولا ، ضامن الدرک مبیعه موصوفه گردید که هر گاه احیاناً من بعد ، احدی دعوی تملیک کل یا بعض مبیعه نماید ، از عهده برآید و کانَ ذالک ؛  فی تاریخ المذکور سنه 1289{هجری قمری} صحیح است .

 

 مُهر : عبدالرّاجی محمد رضا

در با لا و سمت چپ سند نوشته شده : بسم الله قد أَقرأُ البایع بجمیع ما سطر فیه لدی الجافی –

مُهر: نعمت ا… الموسوی

در بالا سمت راست : حرّر الأقل  – مُهر: عبده محمد بن مهدی

در حاشیه :

شهود صحیح است دا{رها}من الشاهدین

صحیح است عبده محمد علی مولا

ذالک کذالک کلبعلی

ذالک کذالک یا محمد

شهد بما فیه محمد الموسوی

الا و کما زبر فیه عبده حسن الموسوی

عبده حاجی محمد

کربلایی حاجی شیشگر ولد المرحوم استاد محمد رضا

هو شهد بما فیه

در پشت سند نوشته شده : نصف آسیای کریم حوریی .

توضیحات :

تاریخ تنظیم سند مصادف است با بیست و سه مرداد 1251 شمسی

قلاچیتک ( نام قدیم منطقه آبشارها و آسیابها )

طاحونه : آسیاب

سلیل : فرزند

سعید زاهدزاده – منبع سند : مجموعه اسناد شخصی نگارنده

 

دیده ها و نوشته ها

شهر تاریخی دستوا (2)

اراضی دستوا شامل منطقه وسیعی است که از ابتدای گاومیش آباد تا حوالی بند سه پایه و بخشهایی از زمینهای گلالک گسترده شده است ؛ ( عرصه و حریم آن تعیین نشده )

دکتر سرافراز در دهه 40 و دکتر رهبر ، در سالهای 65 – 67 – 84 و 85 بررسی ها و گمانه زنی هایی در این منطقه انجام داده اند ، اما هرگز برنامه اصولی که بتواند منجر به شناسایی عناصر اصلی این شهر تاریخی گردد تدوین و اجرا نشده است .

با کمال تاسف همه ساله بخشهایی از این شهر تاریخی به دلایل و عناوین مختلفی دستخوش تخریب و نابودی قرار می گیرد .

اراضی جنوب غربی بند ماهی بازان (سه پایه )

 

 

ایجاد حوضچه های پرورش ماهی در ازای تخریب شهر تاریخی دستوا

این موضوع سالهاست به صورت رویه ای معمول در آمده بعنوان مثال : شرق بند ماهی بازان ، روستای چم کُنار و روستای نورعلی – که متعلق به دوره ایلامی تا ساسانی می باشند – تبدیل به مجتمع های پرورش ماهی شده اند و فاجعه بزرگ و جبران ناپذیری در قبال آثار باستانی منطقه ببار آورده اند .

در سال 85 دکتر  مهدی رهبر ، در جنوب غرب بند ماهی بازان (زمینهای مشرف به دره رود گرگر) پایه هایی از یک کاخ یا ساختمان مهم حکومتی بدست آورد که تعدادی سکه های کوچک سُربی از دوره ساسانی انتساب محل را به این دوره تایید می کرد ؛ بدلیل اینکه این گمانه زنی به منظور آموزش دانشجویان رشته باستان شناسی دانشگاه آزاد شوشتر در مقیاس کوچکی صورت گرفت ، امکان حفاری دامنه داری صورت نیافت و پژوهشکده میراث فرهنگی کشور و میراث فرهنگی شوشتر نیز تا کنون اقدامی در جهت انجام حفاریهای تدوین شده و جدی در این محل ترتیب نداده اند ؛ امروزه این محل در حال تخریب توسط کشاورزان و سایر تاسیسات کشاورزی است .

لازم به ذکر است : طبق ضوابط سازمان میراث فرهنگی کشور ، پیش از هر عملیات تسطیح و حفاری توسط افراد یا سازمانها در مناطق مختلف ، حضور یک کارشناس میراث فرهنگی ( الزاما یک باستان شناس ) جهت تشخیص باستانی بودن محل مورد نظر ضروری است و دیگر اینکه فرد یا سازمان مربوطه می بایست متعهد شوند که در صورت برخورد با آثار و مدارک  باستانی ، پروژه  خود را متوقف نموده و اداره میراث فرهنگی را  مطلع نمایند.

سعید زاهدزاده

دیده ها و نوشته ها

شهر تاریخی دستوا  (1)

با سلام به خوانندگان ارجمند و علاقه مندان به تاریخ ، فرهنگ و باستان شناسی شوشتر

بنده به عنوان یک کارشناس باستان شناسی ، یک شوشتری و یک علاقمند به مسائل فرهنگی ، طی عنوان این مطلب (دیده ها و نوشته ها)  ، دیده های خود را از وضعیت آثار باستانی و تاریخی شوشتر ، جهت همشهریان و علاقمندانی که از نزدیک پیگیر این قبیل مسائل نمی باشند ، ارائه خواهم داد ،  گمان می کنم حد اقلِ وظیفه انسانی خودم را به انجام  رسانیده باشم ؛ از شما نیز خواستار آن هستیم که در حمایت از مسائل فرهنگی و جلوگیری از تخریب آثار تاریخی و باستانی کوتاهی نفرمایید ؛ با تشکر.

آرامگاههای حاکمان محلی الیمایی (همزمان با دوران اشکانی) منطقه گلالک ، کاوشگر : دکتر مهدی رهبر  – سال 65 – این آرامگاهها در هنگام حفاری کاملا سالم بوده و  قبل از کاوش فقط بخش کوچکی از سقف یکی از آنها توسط دستگاههای تسطیح زمین فرو ریخته بود .  اشیاء بدست آمده امروزه در مکان نامعلومی هستند  و آرامگاهها نیز در وضعیت موجود قرار گرفته اند .

یادی از علامه حاج شیخ جعفر شیخ شوشتری(رحمة الله علیه)

عکس از MADFAN.IR

موقع مناسبی است تا در این روزها یادی از سخنور توانمند ، مرجع عالیقدر و مبلّغ شریعت ، علامه حاج شیخ جعفر شیخ شوشتری (ره) داشته باشیم ، کسی که دوستدار اهل بیت ، خصوصا حضرت امام حسین (ع) بودند .

سندی که در دست می باشد مربوط به نامه ایشان به یکی از تجار شوشتر بنام حاج آقا اسداله صاحب تاجر شوشتری است (برادر حاج سطانعلی صاحب تاجر شوشتری ) که از دوستان ایشان بود ، از آنجائیکه آقا اسداله برادر بزرگ آقا سلطانعلی بوده ، از نظر سنی به حاج شیخ جعفر نزدیکتر بوده است ؛ این سند فاقد تاریخ است اما می توان نوشتن آنرا بین سالهای 1301-1291 هجری قمری مصادف با 1263 – 1253 هجری شمسی دانست .

 

بسمه تعالی

عالیشأن مکرم مهربان حاج آقا اسداله

در حفظ و حمایت خداوند موفق

به توفیق اطاعت او بود ه باشند

مکتوب شما رسیده جویای حال شده

بودید لله الحمد نعمت صحت برقرار

از دعا گویی کوتاهی نخواهد شد

بحمداله آنچه مقصود است

از دنیا و آخرت و ترویج دین

همه بطریق اکمل در اینجا حاصل است

و الحمدلله کما هو اهلُه البته همیشه اوقات

باعلام سلامتی حالات مسرور نموده

والده ماجده را سلام برسد والسلام .

در حاشیه سند : ارجمندان اخوان همیشه کتابت ایشان

می رسد نوشته ام حاج سلطانعلی

اگر شوشتر میاید اول بیاید

زیارتی بکند (عتبات ) بعد بیاید شوشتر

انشاء اله والسلام .

و در قسمت دیگری از حاشیه سند :

عالیشأن خواجه اسداله مولا را سلام برسد .

در پشت سند مُهر علامه حاج شیخ جعفر شوشتری به این مضمون ثبت گردیده :

لا اله الاالله ُالملکُ الحقُ المبین عبده جعفر

 سعید زاهدزاده

اسناد تاریخی

 

 

 

 منبع سند :  مجموعه اسناد شخصی نگارنده

شرح سندی از دوره افشاریه (2)

این سند متعلق به اواخر دوره افشاریه ، بتاریخ 1197هجری قمری ، مصادف با نوزده مرداد 1162 شمسی می باشد و مربوط به اجاره نامه قطعه زمینی است موسوم به چم قاضی واقع در روستای شلیلی که  هدف از انتشار آن آشنایی خواننده با این دسته از اسناد تاریخی است و می توان گفت جزو فراوانترین دسته از بین گروه های مختلف اسناد می باشد  .

 در این سند ذکر چند نکته حائز اهمیت است ، از آنجمله نام کاتب آن می باشد :  ” القاضی عنایت اله ابن محمد معصوم “

 با جستجو در منابع موجود ، به کتاب نابغه فقه و حدیث اثر سید محمد جزایری روبرو شدیم ، در این کتاب نسب قاضی بدین صورت بیان گردیده : ” قاضی عنایت اله فرزند قاضی محمد معصوم فرزند قاضی عبد الرضا “ ؛ همچنین در این منبع به نام برادر قاضی عنایت اله یعنی قاضی نعمت اله و فرزند ش  بنام محمد تقی نیز اشاره شده  است .

 در ذکر شخصیت وی نوشته شده : ” قاضی عنایت اله مردی خلیق نیکو سیرت و خوش محاوره بود و از حکام و اهل دنیا قبول تمام داشت و مدت العمر بقضای این بلد مشغول بود و در حکومت اول عبداله خان وفات یافت . در سال 1128ه . ق ، جلد اول کتاب غایة المرام را نوشته و در فهرست کتابخانه مجلس مذکور است ، به شماره : 12/160 “

نکته دوم : شخصی بنام آقا جعفر ابن محمد که زمین مورد نظر( چم قاضی ) را به مدت 10 سال اجاره کرده ، بطور قطع از اجداد خانواده آقا ، از خانواده های سرشناس شوشتر بوده اند که در بین این خانواده چندین نفر جزو تجاران بزرگ بوده اند و دامنه تجارت آنها تا سرزمین هند و شهر بمبئی که یکی از بنادر بزرگ و مهم تجاری اقتصادی هند بوده کشانده شده بود ، ( ذکر حاج سلطانعلی شوشتری ، از این خانواده در مقالات پیشین آمده ) در اسناد بعدی با این خانواده ببیشتر آشنا خواهیم شد .

 

روان نویسی سند

 

بسم الله خیرالاسماء

غرض از تحریر این نوشته آنکه حاضر شد علیا حضرت ، بلقیس منزلت خدیجه سیرت عصمت و عفتمئاب ، صدارت و طهارت دستگاه

المراة مهر جهان خانم ، صبیۀ عالیحضرت سیادت و نجابت و مرحمت و غفرانمئاب رضوان جایگاه ، میرزا عبد الباقر طاب ثراه

صحیحةً مختارةً طائقةً راغبتةً من دون الخیر و الأسراه وفروخت ببیع شرط خیار تمامی و همگی حصّه مشاعه موروثی

ما أری  متصرف فیه خود را از کل اراضی چم قاضی و بیشه متعلقه بآن که از قرار شرح تقسیم نامچه

علیحده از هر مقدار دوازده من غله ، مقدار دهسیر و یکچارک و نیم میشود با ملحقات و متعلقات و مضافات

و منسوبات و جزیره {غم} خرابه و آبادانه و توابع شرعیه و ما یتعلق بها بعالیشأن معلی مکان توفیق و تأیید نشان

اقا محمد جعفر خلف صدق عالیمکان مرحمت و غفرانمأب رضوان {أیاب} کهف الحرمین حاجی محمد طاب ثراه

بمبلغ معین القدر چهار تومان که عبارت از چهارصد عدد محمدی فلوس رایج المعامله

شوشتر بوده باشد مقرر و مشروط آنکه بایعه شارطه ازابتداء ثانی عشر شهر رمضان المبارک

سنه 1197 لغایت مدت دوازده عام تمام مخیر و مختار بَّردِ مثل ثمن و مسلط بر فسخ بیع بوده

باشد و احیانا که وعده منقضی شود و از ادای کل مبلغ مذکور عاجز آید بیع مشروط بات و لازم

گردیده تمامی مبیعه مشاعه موصوفه مُلک طلقِ مشتری مشار الیه خواهد بود که بایعه مشارالیها

و ورثه او را رجوعی نیست و علیا حضرت بایعه معزی الیها {منفر؟}و معترف {نقیض؟}و وصول وجه

بیع شرطی و تعهد ضمان {درک} مطلق گردیده و همگی مبیعه مشاعه مرقومه را در عرض مدت {خیار}

بتصرف مشتری معظم الیه داده که بهر نحو از انحاء شرعیه خواسته باشد درآن تصرف {نماید}

در حاشیه : و مداخل آنرا اخذ و قبض و متصرف گردد وصیغه بیع مشروط

فیمابین علیا حضرت مهر جهان خانم {}وحاجی نظر علی از دکا {}

جناب مشتری بعربی و فارسی جاری شد و کان ذالک فی تاریخ

المذکور سنه 1197

شهود : کلبعلی ولد استاد نظر حیات .  نقش مهر : {مرد دین نبی} کلبعلی 1186

رستم  ولد بابا {}

 

در حاشیه سمت راست پایین : عن قبول علیا حضرت مهرجهان خانم بایعه مذکوره

هُن کتبتُ باذنها .   نقش مهر : مهر جهان کنیز فاطمه است

تهیه و تنظیم  :سعید زاهدزاده