آسیواAsiova ( آسیاب ها ) مرکز مهم اقتصادی شوشتر

 

قسمت اول

تاریخچه

آسیوا Asiova  در گویش شوشتری به آسیاب ها اطلاق می شود که بدلیل وجود آبشارهای زیبا و موقعیت منحصر بفرد آن به آبشارها موسوم شد ؛ بنا بر عقیده بسیاری از صاحب نظران ساخت آن به دوره ساسانی منتسب  می باشد و جزو پروژه عظیم حلقه آبی شوشتر بود که همزمان با بند میزان ، پل شادروان و سایر پل بندهای شوشتر ساخته شده است .

 آنچه به اثبات رسیده این است که ، خوزستان همیشه بعنوان انبار غله ایران و بزرگترین قطب کشاورزی در ادوار تاریخی ، نقش تعیین کننده ای در اقتصاد ایران داشته و در جنگهایی که پادشاهان ایران طی سالهای طولانی با دشمنان خود داشتند ، خوزستان و خصوصا مرکز آن – شوشتر-  با زمینهای وسیع وحاصلخیز خود ، پشت جبهه و مرکز تدارکات این نبردهای سرنوشت ساز بوده است ، به همین خاطر ، شاپور – شاهنشاه ایران –  پس از غلبه بر والرین ، امپراطور روم ، بهای آزادیش را ساخت و یا تعمییر تاسیسات آبی و زیر بنایی کشاورزی شوشتر تعیین می کند ؛ واضح است که چنین پروژه عظیمی یک طرح ملی بوده که علاوه بر توسعه کشاورزی در شوشتر و خوزستان ، تامین کننده منافع ایران در مواقع حساس اقتصادی و سیاسی  نیز بوده است .

اما آسیوا ، مانند هر مکان دیگری در طول حیاط خود دوران طلایی و افولی داشته که  گاه و بی گاه    سیمای فعالیتهای انجام شده در آن را دگرگون  می کرد ، از جمله تاسیس کارخانه یخ سازی و دیگر ، تاسیس اولین کارخانه برق آبی کشور که توانسته بودند در طول حیات خود افراد زیادی را به خدمت گرفته و باعث رونق اقتصادی خانواده ها و در نتیجه شهر شوشتر شوند .

آسیابها

گفته می شود که در مجموع حدود 32-30 آسیاب در ضلع غربی و شرقی این محل وجود داشته است که از نظر مهندسی ساخت به دو شیوه متفاوت موسوم به شیوی ( شیار شیب دار که محل عبور آب بود ) و تنوره ای ( به شکل چاه که آب از بالای آن با فشار و چرخش به پایین می ریخت ) ساخته شده اند .

به نظر می رسد که آسیاب های شرقی قدیمی تر از بخش غربی باشد ، چرا که زودتر از رونق و آبادی افتادند و امروزه هم مسیر تردد آنها بسیار ناهموار است و عبور و مرور به سختی صورت می گیرد و دلیل دیگر نیز شواهد موجود معماری آن و بقایای این بناهاست که در مقایسه با آسیاب های قسمت غربی می توان به تأخر و تقدم زمان ساخت آنها پی برد .

هر آسیابی نامی داشت که موقعیت آنرا تعیین می کرد و معمولا نام مالک آنرا بر خود داشت ، مانند : آسیاب اسد ، آسیاب حج آ مندل و… ، در مواردی مالکین به مدت چندین سال آسیاب را به شخصی اجاره می دادند که اجاره نامه های آن هنوزدر دست برخی افراد وجود دارد .

 

روان نویسی این سند در آینده ارائه خواهد شد ؛ منبع : مجموعه شخصی نگارنده

این محل در تمام طول سال و ساعات شبانه روز در حال تردد و رفت و آمد کارکنان و مشتریان بود و دایره این خدمات نه تنها شامل مردم شوشتر و روستاهای اطراف آن  می شد ، بلکه تمامی روستاهای اطراف و شهرهای همجوار را نیز در بر می گرفت ،  مکانهایی چون  : لالی ، عنبل ، مسجد سلیمان و رامهرمز … ادامه دارد .

نوشته : سعید زاهدزاده

با تشکر از دوست عزیزم آقای احمد چرخابیان و برادر بزرگوارشان محمد پردیس که در ارائه برخی مطالب ما را یاری دادند .

 

روان نویسی سندی از کشتیرانی در رود گرگر

بنا به درخواست دوست ارجمندم ، استاد محمدی زاده ، انتشار این سند و روان نویسی آنرا که به زمانی دیگر موکول کرده بودم ، خدمت دوستان تقدیم می نمایم ، در انتظار نظرات و راهنماییهای شما هستیم .

بسم الله الرحمن الرحیم

صورت محموله و مرسله عالیشان عزت توأمان عمدة الاعیان فخر الحاج حاجی عبداله صاحب اشهر شاه محمد بحواله فخرالحاج حاجی آقا اسداله صاحب بتاریخ 8 شهر 24 (؟) سنه 1304

قماش ؟128  ؟ 7

در این وقت  از مرسله عالیشان عزت توأمان فخرالحاج حاجی عبداله شاه موجب ذیل فوق تحویل اینجانبان شده که در مهیله ناخدا جاسم حمل شده از بندرمحمره الی {؟} شلیلی برسانیم کرایه از قرار فردی یکتومان یکقرانی جمیع خرج راه با اینجانبان میباشد سوای گمرک عنافچه و نکاله  شلیلی الی شوشتر که با صاحبان مال میباشد انشاء اله فیمابین اختلاف نشود این چند کلمه بر سبیل ثبت نامچه قلمی گردید  . صحیح ابریشم کار صحیح ابریشم کار

نقش مهرمربع :       قربانی اسمعیل { وفا کعب؟ }  یا    { قربانی وفا اسمعیل کعب ؟}                       نقش مهر بیضی :      یا ابا عبداله ( این مهر مربوط به حاجی عبداله شاه محمد میباشد )

وی ظاهرا کارگزار حاجی سلطانعلی صاحب تاجر شوشتری در محمره بوده است .

توضیحات : مهیله نوعی کشتی کوچک مخصوص حرکت در رودخانه ها

گمرک عنافچه : منطقه ای بوده حد فاصل ملا ثانی تا بند قیر که زیر نظر شیخ خزعل توسط شیخ عنافچه اداره می شده

تهیه و تنظیم : سعید زاهدزاده

با تشکر از استاد شیخ محمد علی شرف الدین که سند مورد نظر را در اختیار بنده قرار دادند .

حضور تاجران شوشتری در انجمن مظفری کلکته

این انجمن جزو سه انجمنی بود که محمود خان مفخّم السلطان (متولد 1285 ه.ق – تبریز) از رجال دوره قاجار که مدت چهار سال وزیر مقیم دولت ایران در هندوستان بود تاسیس نمود ؛ انجمن ومدرسه مظفری کلکته ، انجمن زرتشتیان ایرانی و انجمن تجارتی ایرانیان بمبئی  .

وی در 7 رمضان 1320 برابر با 8 دسامبر 1907 م در میان استقبال ایرانیان و پارسیان (ایرانیان زرتشتی) ساکن هند وارد کلکته شد تا بعنوان وزیر دولت ایران در هندوستان انجام وظیفه کند .

حضور این وزیر ایرانی در هندوستان منشآ خدمات زیادی به ایرانیان و مسلمانان هند گردید ، از جمله ، انجمن مظفری در 21 محرم 1321 که با تدوین نظامنامه ای در 36 بند  ، با هدف عمده اتحاد قوی و ایجاد روابط ملی میان ایرانیان و مسلمانان هند با سایرملل تاسیس گردید ؛

این انجمن شامل 24 نفر عضو اصلی بود که سرپرستی آن را شخص محمود خان بر عهده داشت ؛  آقا شیخ محمود گیلانی ملقب به شمس العلما نیز عنوان صدر را داشت ، و تعدادی از تجار شیراز و اصفهان نیز سایر سمتها را عهده دار بودند که در این میان تجار شوشتری ازجمله : سید محمد علی صاحب تاجر شوشتری در سمت : نائب صدر – سید حسین صاحب تاجر شوشتری در سمت : نائب صدر و سید محمد هادی صاحب تاجر شوشتری نیز در سمت : صندوقدار انجمن ایفای وظیفه می کردند .

مظفرالدین شاه ضمن اطلاع از فعالیتهای این انجمن طی ارسال نامه ای به انجمن نوشت :

نوشتجات مفخم السلطان بعرض رسید ، از افتتاح مکتب جدید در کلکته موسوم به انجمن مظفری …جای همه قسم تمجید است مرحمت و التفات ذات اقدس شاهانه ما را باو و بسایرین که اقدام در این کار خیر نموده اند ابلغ داشته و آنها را مستحضر دارید .

 از آنجا که ذکر فعالیتهای این انجمن در این نوشته مد نظر نبوده ، به این نکته اکتفا می شود که تاسیس مدرسه مظفری از مهمترین دستاوردهای انجمن بود که وظیفه اشاعه فرهنگ و زبان فارسی را در کلکته – از مراکز مهم اقتصادی و فرهنگی هند –  بر عهده داشت ، چرا که زبان فارسی متداول در بین پارسیان هند مربوط به سده های گذشته بود ، و در مراودات خود با یک فارسی زبان معاصر ، در ادراک و تفهیم مطالب در بسیاری از موارد ناتوان بودند .

سعید زاهدزاده

ارجاعات : خدمات محمود خان مفخم السلطان – فریبا میرزایی

فعالیت کشتیرانی بین المللی در رودخانه گرگر

قسمت اول

رود کارون تنها رود قابل کشتیرانی است که در طول تاریخ توانسته ، نقش تعیین کننده ای در مناسبات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خوزستان با خارج این منطقه را ایفا کند .

 گرگر شاخه ای فرعی از کارون بزرگ ، در شرق شوشتر سهم زیادی در رشد و پیشرفت این شهر از لحاظ اقتصادی داشته که مدارک و اسناد تاریخی شاهد این مدعاست .

تا پیش از آنکه طرح کشتیرانی اروپاییان خصوصا انگلیسی ها در مورد راه اندازی خط کشتیرانی در کارون بالا (حد فاصل اهواز تا شوشتراز طریق گرگر ) و کارون جنوبی ( اهواز تا محمره ) با دولت ایران مطرح شود ،  مهمترین کشتی موجود ، یک کشتی کوچک بنام کارون متعلق به شیخ محمره بود ، علاوه بر آن قایق هایی به نام “مهیله”  که توسط محلی ها به آب انداخته شده بود .

اما اولین پیشنهاد جدی و عملی راجع به کشتیرانی در کارون از سوی شرکت انگلیسی ” گری ، پل و شرکا ” در بوشهر عنوان شد ، این پیشنهاد طی نامه ای در ژوئیه 1871 به فرستاده مقیم خود در جنوب ارائه شد ، و هدف آن راه اندازی کشتی هایی بود که این شرکت بتواند بوسیله آنها به جابجایی کالا و مسافر بین محمره و شوشتر بپردازد ، این طرح شامل کشیدن یک خط آهن نیز می شد .

این شرکت نماینده شرکت  ” دریانوردی هند – انگلیس ” در خلیج فارس بود و این طرح بدلیل وجود قحطی و سایر مشکلات در ایران مورد تصویب مقامات انگلیسی قرار نگرفت اما چهار سال بعد تحت تحریکات روسیه در “مرو” حاکم انگلیسی هند آمادگی خود را اعلام نمود و نماینده شرکت  ” گری ، پل و شرکا ” علاوه بر پیشنهاد مسیر رودخانه ، به بازدید از مسیر شوشتر – اصفهان به منظور طرح یک جاده تجاری پرداخت .

در این بین شاه ایران بنا بر ترسی که از استیلاء انگلیس بر بندر محمره و در نتیجه بواسطه این طرح بر مرکز ایران داشت ، زیر بار این موضوع نمی رفت ؛ تا سال 1888 این مسئله به عناوین مختلفی بین دولتهای ایران و انگلیس مطرح می شد که نهایتا در این سال لایحه کشتیرانی در رود کارون در 24 بند تصویب گردید .

اسکله ( بار انداز) شلیلی ، واقع در روستا و چم شلیلی ، نقطه آغاز مسیر تجاری بود که محصولات شوشتر و مسافرین را به می توانست به ناصری و از آنجا به محمره ، بصره و یا بمبئی برساند .

بارها از شوشتر بوسیله حیوانات بارکش تا شلیلی حمل شده ، سپس بارگیری شده و تا ناصری حمل می شد ، بدلیل وجود سد ناصری (واقع در مسیر فعلی پل سیاه اهواز) کشتی تا بالای سد متوقف می شد و در پایین سد کشتی دیگری این وظیفه را تا محمره انجام می داد .

فیلیه  “feyliye ” قصر شیخ خزعل در محمره

بدین ترتیب  از سال 1889 کشتی شوشن با باله ای به طول صد پا ، سه سکان و دو پا فرو رفتگی در آب ، برای استفاده در مسیر شوشتر و اهواز انتخاب شده و کار خود را از سال 1889 آغاز کرد ولی این کشتی را به همراه کشتی دیگری بنام “شوش” طبق توافق به شاه ایران دادند ؛ “شوش” و “شوشن” مجددا در 1891 با هم بین اهواز و شوشتر رفت و آمد خود را از سر گرفتند .

سعید زاهدزاده

منابع : مجموعه اسناد شخصی نگارنده – تاریخ خوزستان – سفرنامه عبدالغفار نجم الملک

 توضیح : این سند و سایر سند ها در فرصتی دیگر به صورت روان نویسی ارائه خواهند شد .

اسناد تجاری شوشتر

خانواده آقا
(قسمت اول)
حاج سلطانعلي صاحب تاجر شوشتري

وي از مشهورترين افراد خانواده آقا و ازتاجران سرشناس شوشتري بود كه در بمبئي سكونت داشت ؛ او فرزند محمد جعفر و نوه حاج محمد يا محمد علي مي باشد ، از تاريخ دقيق ولادت و فوت وي اطلاع دقيقي در دست نيست اما مي توان حدس زد كه در حوالي سال 1245 ه.ق در شوشتر بدنيا آمده باشد .از پدر بزرگش حاج محمد، در يك سند اجاره زمين در ماه رمضان1197 ه . ق  نام برده شده است ؛ در آن سند اشاره شده كه پدرش محمد جعفر به مدت 10 سال زميني كشاورزي را در روستاي اطراف شوشتر از شخصي به اجاره گرفته است .

 از ساير اسناد چنين بر مي آيد كه اجداد او تجارت محدودي با شهرهاي همجوار و گاه با ديگر استان ها داشتند و گاهي باغ يا زميني كشاورزي را براي چندين سال اجاره مي كرده و خود نيز داراي املاك و مستغلاتي بوده اند .

آقا محمد جعفر خلف صدق عاليمكان مرحمت و غفرانماب …..حاجي محمد …

اولين مدرك بدست آمده از سلطانعلي مربوط به ماه شوال سال 1279 ه.ق/ فروردین1242 ه.ش ، مي باشد كه توسط احمد علم براي آقا اسداله برادر آقا سلطانعلي نوشته شده است؛

نور چشم عزيز آقا سلطانعلي را در شهر رمضان روانه بصره نموده ام ….

آخرين آن نيز در 28 جمادي الثاني 1341/ 25 بهمن 1301 ، است كه از بمبئي براي خواجه محمد افضل تاجرشوشتري ارسال شده است ؛ متاسفانه تا امروز سندي از سرگذشت حاج سلطانعلي بعد از اين سال بدست نيامده است .

چگونگي راهيابي به بمبئي

از مضمون سند سال 1279ه.ق چنين برمي آيد كه بين شوشتر و بمبئي رفت و آمد هاي محدودي صورت مي گرفته و يك حلقه ارتباطي بين شوشتر ، محمره ، بصره و بمبئي توسط مجموعه اي از تجار در جريان بود كه علاوه بر خانواده آقا ، خانواده علم نيز كه عمو زاده هاي  آنها بودند ؛  بيشترين سهم را در اين تبادلات بر عهده داشته اند .

در همان سال سلطانعلي به تشويق حاجي احمد علم جهت انجام كارهاي تجاري به بصره مي رود ( خانواده علم گویا عمو زاده های وی بوده اند ،چرا که حاجی سلطانعلی و آقا اسداله را عمویی خطاب می کردند ) به روايت همين سند وي نزديك به يكسال و نيم به قصد كسب و كار راهي بلاد عجم شده بود ولي موفقيتي كسب نكرده بود ، اينكه مشخصا كجا ؟ و نزد چه كسي ، در سند مزبور ذكري نيامده است .

گويا بر اساس همين حلقه ارتباط تجاري بود كه در همان ايام سر از بمبئي در مي آورد ؛ قديمي ترين سند از حضور وي در بمبئي نامه ايست مربوط به سال 1282 ه.ق كه حضور دو برادر يعني آقا اسداله و آقا سلطانعلي را نشان مي دهد . در آن زمان طبق همين سند تاجراني چون : حاجي حسين علم و حاجي ابوالحسن صاحب ؟ در بمبئي حضور داشته اند ، اما ازحضور ثابت و يا موقت آنها مطمئن نيستيم ؛ همچنين در نامه اي از1283ه.ق سلطانحسين نامه اي از شوشتر خطاب به پدرش سلطانعلي و عمويش آقا اسدالله به محمره مي نويسد كه مي تواند نشان دهنده اين مطلب باشد كه طي اين سالها بين شوشتر ، محمره و بمبئي در رفت و آمد بوده اند .

در ميان اسناد بدست آمده بارنامه اي وجود دارد متعلق به 5 جمادي الاول 1285 كه نشان مي دهد توسط ميل كراچي¹ ، مقداري خورده قماش به بصره ارسال داشته است اين كشتي ها متعلق به كمپاني انگليسي – هندي بنام :

” british india steam nabigationcompany,s   ”                     بوده است .

تاسيس كمپاني جهازات خليج فارس

از اقدامات مهمي كه حاجي سلطانعلي شوشتري در حدود سالهاي 1331و1332ه.ق انجام داد تاسيس كمپاني حمل و نقل دريايي بنام ” كمپاني جهازات خليج فارس “ بود كه با همكاري تعدادي از تجار شوشتري ؟ به منظور حمل مال التجاره از بمبئي به محمره و بالعكس انجام  گرفت .

بر سر برگ نامه ها يي كه از سال 1333ه.ق  بجا مانده بعد از نام حاجي سلطانعلي كلمه

” و شركاء “ نيز قيد شده و اين تغيير اشاره به  تاسيس كمپاني مزبور دارد . نكته ديگر اينكه بعد از سال 1333ه.ق  امضاي حاج سلطانعلي ديگر مثل گذشته داراي قدرت و قوت قلم نيست ، و چنين به نظر مي رسد كه به دليل ضعف و پيري ، شخص ديگري از سوي او امضا مي نمود .

تا كنون سندي در مورد كم و كيف تاسيس كمپاني جهازات خليج فارس بدست نيامده ،اما در نامه اي محمد جعفر شوشتري فرزند آقا اسداله به برادرش آقا محمد حسن از بمبئي نوشته :  بدليل شروع كار كمپاني به شدت سرشان شلوغ است حتي فرصت انجام كارهاي شخصي خود را پيدا نمي كنند و به حاجيه بي بي مادرش نوشته :  در صورت يافتن فراغت  از امور كمپاني ، با جهاز(كشتي) خودمان به شوشترآمده در غير اين صورت شما را به بمبئي مي آورم .

نكته ديگر در اين سند پيشنهاد شراكت در كمپاني مزبور از سوي آقا محمد جعفر به شخصي بنام خدا كرم خان ؟ توصيه شده است و گفته شده كه عايدات كمپاني ميتواند سودي بيش از اجاره زمينهاي پر درد سر شوشتر براي ملاكين داشته باشد .

 در كتاب گنج شايگان  اثر محمد علي جمال زاده نيز اشاره اي به اين كمپاني شده و به برخي از دارايي هاي آن اشاره شده كه عينا نقل مي شود :

“كمپاني كشتيراني شوشتري ها كه در همين اواخر در زمان جنگ در بمبئي به دستياري حاجي سلطانعلي صاحب شوشتري و شركاي وي ايجاد گرديده است، كمپاني مذكور تا اوايل ربيع الثاني 1335 چهار كشتي به آب انداخته است كه از آن جمله است «سردار» و «شوشتر» و «پرسيا». قيمت «سردار» به تنهايي معادل است تقريبا با 300.000 تومان (7 لك روپيه) و محل اداره شركت به قيمت 85.000تومان (2 لك روپيه) خريداري شده است. “

اما در خلال جستجوها در ميان اسناد آقاي محمد علي شرف الدين به صورتحسابي از كمپاني مذبور برخورد نموديم كه مربوط به دسامبر 1918 مي باشد و در آن ميزان دارايي و بدهي كمپاني را به شكل دقيقي ذكر نموده است و نشان مي دهد اطلاعاتي كه جمالزاده در سطور فوق اشاره نموده با آنچه در اين صورتحساب نوشته شده كاملا مغايرت دارد ؛  بطور مثال در بيان قيمت كشتي هاي كمپاني نوشته ” سردار² ” به تنهايي 7 لك ³ قيمت دارد ، در صورتيكه در صورتحساب 1918 جمع سه كشتي كمپاني 39 لك در كمترين نرخ يعني تقريبا هر كشتي 13 لك ارزشگذاري شده و نيز ساختمان كمپاني كه جمالزاده 2 لك  آنرا ذكر كرده ، در سند مذكور 8 لك برآورد شده است.

با اين وجود آنچه قطعيت دارد سندي است كه نزد جناب آقاي شرف الدين نگهداري مي شود. در سند مزبور، بعد از كسر بدهي هاي كمپاني ، سرمايه آنرا به قرار ذيل برآورد مي كند :  91 لك و 11 هزار روپيه .

مي توان عدد بدست آمده را با قيمت روز 1 روپيه به پول امروز محاسبه نمود تا ميزان دارايي كمپاني مورد نظر دقيقتر بدست بيايد .

فعاليتهاي تجاري

اسناد نشان مي دهد كه بخشي از سرمايه ي در گردش حاج سلطانعلي كه با آن به تجارت مي پرداخت متعلق به افراد سرشناسي از بين اقوام ، دوستان و گاه سايرتجار بود كه آنان در سود حاصله سهيم بودند . بواسطه اعتباري كه حاج سلطانعلي و خانواده اش نزد مردم داشتند ، عده اي پول خود را جهت تجارت به وي مي سپردند ، از جمله سند ذيل كه از سال 1305 ه .ق بدست آمده به اين مسئله اشاره نموده است .

 

موازي چهار هزار و چهارصد روپيه سكه كمپاني…..در نزد حساب …حاجي سلطانعلي ولد …آقا محمد جعفر …تاجر شوشتري …

ويژگيهاي فردي

وي در كار تجارت فردي باهوش ، زيرك وعاقل بود كه مدام در نامه هايش نزديكان را به زيركي و تصميم گيري هاي به موقع راهنمايي مي نمود و به دليل همين ‍‍ذكاوت بود كه توانست در بين خانواده و نزديكان خود به سرعت راه ترقي را بپيمايد .

او از نظر مذهبي فردي ديندار و معتقد بود كه از لابلاي نوشته هايش اين مطلب به خوبي آشكار است ؛ مسائل شرعي خود را نزد ابوالقاسم نجفي كاشفي – كه در آن زمان در بمبئي ساكن و مورد رجوع ايرانيان آنجا بود – انجام مي داد .

همچنين فردي با سواد و آگاه به مسائل روز بود ، خطي بسيار زيبا داشت و اهل مطالعه بود. در يكي از نامه هايش به مطلبي – كه در هفته نامه اختر چاپ استامبول خوانده –  در مورد حفاري زمينهاي اطراف شوشتر و دزفول توسط اروپاييها به آقا اسداله نوشته :

ارزش جزء كوچكي از آثاري كه در آن زمينها بدست مي آيد خيلي بيشتر از مبلغي است كه آنها جهت حفاري به صاحبان زمين مي دهند .

سرانجام كار حاج سلطانعلي شوشتري

بيشترين مكاتبات حاجي سلطانعلي بعد از فوت برادرش حاجي اسداله با فرزند او آقا محمد حسن بود ، تا كنون هيچ سندي كه نشان دهد سر انجام كار حاج سلطانعلي چگونه شده ، بدست نيامده است .

 نوشته سعيد زاهدزاده –  بهار 1391

منابع :

1-   كتابخانه و مجموعه اسناد شخصي خاندان شرف الدين .

2-   مجموعه اسناد شخصي نگارنده .

3-   كتاب گنج شايگان نوشته : زنده ياد محمد علي جمال زاده .

زلزله در شوشتر

 

شب دوشنبه 11 شهر ربیع الاول 1347 مطابق 5 شهریور 1307 و مطابق 27 اوت 1928 ساعت 5 نیم از شب گذشته ، موقعیکه مردم شوشتر در پشت بامها بخواب راحت بوده اند و از زحمت روز آسایش حاصل نموده ، زمانه غدار و روزگار بدکار گویا اینقدر آسایش را نیز از برای این اشخاص محنت کش که چندین سال است از همه حیث در فشار و هر روز ببلایی گرفتارند نه پسندیده و میخواست این اندک آسایش را نیز برایشان حرام گرداند ، یکمرتبه زلزله عظیم اتفاق افتاد ….

*این متن جزو نوشته های مرحوم آیت آقا شیخ مهدی شرف الدین میباشد که بصورت مستند به شرح واقعه زلزله شوشتر پرداخته است ؛ این شخصیت دینی ؛ مذهبی و فرهنگی کمتر مورد توجه قرار گرفته که امید است بتوانیم از لابلای نوشته های ایشان به معرفی شخصیت این بزرگوار اشاره ای کرده باشیم ، این نوشته بخشی از سند مورد نظر میباشد *

…به فاصله 5 دقیقه ، باز زمین متزلزل این مرتبه سخت تر از مرتبه اول ، بنوعیکه هر کس دست عیال و اطفال خود را گرفته از پشت بامها بزیر آمده ، هنوز پایین نیامده بودند که مرتبه ثالث زمین لرزیدن آغازید این مرتبه بود که مردها و زنها و اطفال ترک خانهای خود گفته در دل شب داخل خرابها و مساجدیکه وسعت داشتند منزل نموده ولی از دهشت و وحشت فریاد صیحه و گریه و ناله از تمام اهالی زن و مرد و صغیر و کبیر بلند ، در آنشب بفاصله یک دقیقه و 5 دقیقه و ربع ساعت و نیم ساعت و یک ساعت الی صبح ، متجاوز از بیست مرتبه زمین متزلزل گاهی شدید و گاهی ضعیف …ساعت سه از روز دوشنبه بیک مرتبه زلزله عظیمی که زلزله روز قیامت را بیاد میداد واقع شد ، این مرتبه بود که تمام اهالی …روی به بیابانها نهادند …

خانها و عماراتیکه همه شب مانند اشخاص متهجد در قیام و قعود و رکوع و سجود بودند ، وقتیکه ملاحظه کردند که صاحبان ایشان روی بصحرا نهاده ، بالضروره ایشان نیز صاحبان خود را وداع گفته و از طرف یمین و یسار روانه عدم و ویرانی شدند …آنروز هم هوا و آفتاب در نهایت گرمی و حرارت ، چنانچه گاهیکه نسیمی می وزید صورتها را از شدت گرمی سیاه مینمود لکن نه تصور شود که زمین ترحم نموده و از حرکت خود باز ایستاد و ساکن شد بلکه بیشتر از پیشتر تزلزل خود را ادامه داد …

حالت این بدبختان چه نوع بود جمعی به نان خالی و جماعتی بگرسنگی …چند زن در میان صحرا وضع حمل نموده از شدت گرما بچه های ایشان تلف شدند … از روز دوشنبه الی صبح 5 شنبه مردم در بیابان بسر بردند از صبح 5 شنبه زمین اندکی سکونت اختیار نمود …چند نفر مجروح و مقتول شدند از روز پنجشنبه الی شنبه قدری مردم آسوده و در خانهای مخروبه سکنا گزیدند…گاهی برخی از مردم از حرکت زمین مطلع و بعضی مطلع نمیشدند ، شب شنبه 16 ربیع الاول ساعت 2 از شب باز فریاد مهیبی از زمین بلند و برقی جستن نمود زمین شروع بلرزیدن کرد …ده بیست مرتبه زمین متزلزل و مردم در بیابانها منزل نمودند اغلب ادارات دولتی نیز در بیابانها و در مکانهای وسیع چادر کشیدند اداره نظمیه از مقر خود به بازارتحویل داد چون نسبتا وسیعتر بود …از سایر جاها صبح شنبه متجاوز از 400 نفر از اهالی شوشتر از کسانیکه تمکن داشتند جلای وطن اختیار نمودند با عیال به ناصری و دزفول روانه شده و خانهای مخروبه را ترک گفته … کسانیکه هیچ از قوه اینها ساخته نمیشود در صحراها باقیمانده ، سرتیپ فرج اله حکومت خوزستان و مامور فوق العاده با اشاره اعلیحضرت پهلوی طرف غروب از ناصری بشوشتر آمد شب رئیس بلدیه را که یک نفر از اهالی شوشتر است طلبید کیفیت را از او استفسار میکند ، فقط جوابیکه میدهد میگوید این زلزله اهمیتی نداشته ( چون این شخص بغیر از کلمه اهمیت چیزی از عالم یاد نگرفته ) غافل ازاینکه مردم تمام بی خانمان و مبتلا در بیابان…

الحال که روز شنبه 23 شهر ربیع الاول {میباشد} هنوز زمین از تکان باز نایستاده ، شب و روز چندین بار زلزله میشود ؛ اهالی هنوز در صحرا {هستند } بعضی پناه بدرختها آورده و بعضی سیاه چادر از ده نشینان نواحی شوشتر گرفته …تا بگوش مصادر امور چگونه برسد و در قلب ایشان چه نوع موثر باشد .

بتاریخ یوم شنبه 23 شهر ربیع الاول 1347 با پریشانی و اختلال حال و حواس در عین شدت گرما تحریر شد .

سعید زاهدزاده

منبع : کتابخانه خاندان شرف الدین

بمبئی

برای آنکه بتوانیم تصویری روشن از ارتباط تاجران پارسی خصوصا تاجران شوشتری با سرزمین هند در دوران قاجار داشته باشیم ، نیازمند آشنایی با شرایط اجتماعی ، زمانی و مکانی دوره مورد نظر در مبداء و مقصد ( شوشتر و بمبئی ) می باشیم .
بمبئی عمده ترین مرکز اقتصادی ، تجاری و تولیدی هند است که پس از باز شدن کانال سوئز در 1286ه.ق/1869م پیشرفت اقتصادی این بندر شتاب یافت به طوری که فعالیتهای دریایی آن را به «دروازة هند» معروف ساخت .
صادرات این شهر سنگهای معدنی ، منگنز، نخ ، کتان ، پنبه ، روغن ، محصولات فلزی و زغال سنگ است همچنین بمبئی جزو مراکز عمدة چاپ و نشر کتاب و شرکتهای بازرگانی گوناگون نیز به شمار می آید. در سدة سیزدهم و نیمة اول سدة چهاردهم ، از مهمترین مراکز طبع و نشر کتابهای فارسی بود، و در آنجا بسیاری از صاحبان چاپخانه ها با ملیتها و گرایشهای مذهبی گوناگون به انتشار آثار فارسی در رشته های مختلف علمی و علوم دینی اشتغال داشتند.
تاریخچه
در 936 ه.ق/ 1530م پرتغالیها جزیرة بمبئی را به تصرف درآوردند. سالهای 941ـ1071ه.ق/ 1534ـ1661م دورة ورود اروپاییها و بویژه پرتغالیها به این منطقه و تجارتشان در آنجاست . در 1071ه.ق/ 1661م بمبئی به عنوان بخشی از جهیزیة همسر پرتغالی چارلز دوم ، پادشاه انگلستان ، به انگلیس واگذار شد و در 1079ه.ق/ 1668م چارلز مالکیت آنرا به شرکت هند شرقی منتقل کرد .
در این شهر شماری از ایرانیان مسلمان و زرتشتی زندگی می کنند.
جمعیت زرتشتیان بمبئی از هر شهر دیگری در دنیا بیشتر است ، آنان بیش از هر گروه دیگری در تکوین شهر به مثابة مرکز بازرگانی هند مؤثر بوده اند .
تاریخ گروههای مسلمان ایرانی در بمبئی ، بخشی از تاریخ عمومی مهاجرتها از ایران به ساحل غربی هند است . تجارت دریایی پررونق با هند امکانات جدیدی در اختیار بازرگانان و حادثه جویان ایرانی گذاشت که پس از فتح ایران به دست مسلمانان (31ه.ق/ 651ـ652م) توسعة بیشتری نیز یافت . تجارت دریایی در قرون دوم تا پنجم به اوج خود رسید و در همین دوره پناهندگان سیاسی گروه گروه به مسلمانان ساکن کنکن می پیوستند ، پس از اینکه بمبئی به شرکت هندشرقی انتقال یافت بندر بمبئی زیرنظر اربابان جدید، مرکز فعالیت جدی تجاری شد ؛ شرکت ، ضامن جان و مال بازرگانان و تولید کنندگان بود .
در اواخر قرن دوازدهم ه.ق/ هجدهم م ، بندر بمبئی بر تجارت دریایی در آن سواحل تسلط یافته بود و دیگر شهرهای بندری رو به زوال گذاشته بودند. در ضمن ، خرابی وضع اقتصادی ایران ، که علت اصلی آن لشکرکشیهای نادرشاه (1143ـ1160ه.ق/ 1730ـ 1747م ) بود، به مهاجرت بسیاری از ایرانیان به هند منجر شد.
ایرانیان تازه وارد، در بمبئی در امتداد باریکة سنگلاخی که به دُنگری معروف شد متمرکز شدند؛ اخلاف این دسته ، که به «مغولها» (مغُلها) معروف اند ، هنوز هم گروه شیعة اثناعشری مشخصی را در شهر تشکیل می دهند. پس از روی کار آمدن قاجاریان (1200ـ1342 ه.ق) اقتصاد ایران بتدریج رونق یافت . در اوایل قرن سیزدهم ه.ق/ نوزدهم م ،فروش اسبهای عربی و ایرانی ، بویژه به ارتش انگلیس در هند، مهاجران ایرانی بیشتری را به بمبئی جلب کرد.
سوداگران ایرانی از بمبئی منسوجات ، بویژه چلوار، چیت ، پارچه تهانه (که از جنس مخمل و قدک بود)، آبنوس ، ماهوت ، ظروف و چرم اروپایی به ایران می فرستادند و از ایران ابریشم خام ، خشکبار، گلاب ، و کالاهای تجمّلی مانند کتاب و شال ابریشمی وارد می کردند.
از جمله یادگارهایی که از تجارشوشتری باقی مانده موقوفاتی است که در منطقه‏ي امام باره بمبئي قرار دارد و شامل يک باب حسينيه ، 4 واحد تجاري و 14 واحد مسکوني ملحق به حسينيه می باشند ، کليه‏ي مستأجرين مغازه‏ها و واحدهاي مسکوني قديمي بوده و اجاره بسيار کمي پرداخت مي‏کنند ؛ ادامه دارد .

سعید زاهدزاده

ارجاعات : مقاله ایرانیان بمبئی نوشته پروانه محمدی

سلام دوستان

saeid 7

عصر حاضر با هیاهو و جنجال کاذب خود ، تاثیرات زیادی را بر فرهنگ و زندگی مردمان ما گذاشته است ، به گونه ای که امروزه شاهد از بین رفتن بسیاری از مواریث فرهنگی و آداب و سنن نیاکان خود هستیم ؛ در این وب سایت قصد داریم با ارائه مطالب متنوعی ازتاریخ ، فرهنگ و باستان شناسی این شهر کهن ، در ماندگاری پشتوانه های فرهنگی این سرزمین سهیم باشیم ؛ در این راه از کمکها و راهنمایی های سازنده شما استفاده خواهیم نمود .